اسوه های هدایت

 

 

اشعار و پيامک هاي ماه رمضان
مصائب امیرالمومنین علیه السلام

ضربت خوردن امیرالمومنین علیه السلام




آزرده طعم دورى، از یار را چشیده

روى سحر قدم زد با کسوت سپیده

روى زمین قدم زد با آسمان سخن گفت

از ابرها بپرسید از گفته و شنیده

مى‏رفت سوى مسجد امّا نه مثل هر شب

چون عاشقى که وقت وصل دلش رسیده

تکبیر گفت و الحمد تا انتهاى سوره

بهر رکوع خم شد با قامتى خمیده

برخاست از رکوع و آرام رفت سجده

اشک خداست این که روى زمین چکیده

تیغى فرود آمد کعبه شکست و تسبیح

محراب ماند و تیغى کاین کعبه را دریده

او سجده کرد امّا سر بر نداشت دیگر

سجده به این طویلى مسجد به خود ندیده

کعبه شکست برداشت امّا نه بهر میلاد

نزدیک شد زمان دیدار یک شهیده

&&&&&&&&&

علی اصغر ذاکری


 نه این كه بالا برده دست تا دعا بكند

خدا كند دستش بشكند خطا بكند

دلش بسوزد سوگند خورده دل ها را

به سوزناك ترین داغ مبتلا بكند

شبیه صاعقه تیغی فرود می آید

كه جشن هر شب ایتام را عزا بكند

اگر كه پای جهالت وسط نباشد، تیغ

چگونه قله ی یك كوه را دو تا بكند؟!

سپید رویت را سرخ كرده تا خود را

سیاه روی ترین فرد ماجرا بكند

نخواست تا كه جسارت شود و الا در

بعید بود عبای تو را رها بكند

خدای عاشق فرمود: لا فتی الا...

كه تا حسابِ تو را از همه جدا بكند

برای وصف تو دریای واژه قادر نیست

كه حق مطلب را كاملا ادا بكند

علی كه باشی یعنی مقام تو اعلاست

چرا گروهی باید تو را خدا بكند؟

قریبْ فاصله مان از تو چارده قرن است

یكی بیاید و فكری به حال ما بكند



&&&&&&&&


امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن

علی اصغر ذاکری


نه این كه بالا برده دست تا دعا بكند

خدا كند دستش بشكند خطا بكند

دلش بسوزد سوگند خورده دل ها را

به سوزناك ترین داغ مبتلا بكند

شبیه صاعقه تیغی فرود می آید

كه جشن هر شب ایتام را عزا بكند

اگر كه پای جهالت وسط نباشد، تیغ

چگونه قله ی یك كوه را دو تا بكند؟!

سپید رویت را سرخ كرده تا خود را

سیاه روی ترین فرد ماجرا بكند

نخواست تا كه جسارت شود و الا در

بعید بود عبای تو را رها بكند

خدای عاشق فرمود: لا فتی الا...

كه تا حسابِ تو را از همه جدا بكند

برای وصف تو دریای واژه قادر نیست

كه حق مطلب را كاملا ادا بكند

علی كه باشی یعنی مقام تو اعلاست

چرا گروهی باید تو را خدا بكند؟

قریبْ فاصله مان از تو چارده قرن است

یكی بیاید و فكری به حال ما بكند



&&&&&&&&&

رحمن نوازنی
امیرالمومنین(ع)-ضربت خوردن


صورت خیس خودش را طرف چاه گرفت

آسمان تیره شد از بس که دل ماه گرفت

بر سر سفره کمی درد دل خود را گفت

یک نفس گفت؛ ولی آینه را آه گرفت

راه افتاد مسیحا که نفس تازه کند

زیر سنگینی گامش نفس راه گرفت

خانه آوار شد و روی قدم هاش افتاد

اشک هی آمد و تا پای قدمگاه گرفت

سمت در رفت ولی در به تقلّا افتاد

و از این حادثه یک فرصت کوتاه گرفت

درب بسته شد و قلاب به پهلوش گرفت

روضه ای شد که دل حضرت درگاه گرفت

باز هم روضۀ دیوار و در و یک مادر...

باز با دختر خود ذکر "وا اُمّاه" گرفت

لحظه ای بر در این خانه به زانو افتاد

"اشکِ بر فاطمه" را توشۀ  این راه گرفت

وقت رفتن شده بود و سحرش آمده بود

پا شد و جلوه ی "یا فالق الاصباح" گرفت

رفت معشوق خودش را بکشد در آغوش

رفت و وقتی که تنش حالت دل خواه گرفت

بوسه ای زد به سرش تیغ و تنش آتش شد

آتشی که به دل سنگ و پر کاه گرفت

مثل زهرا به زمین خورد و به سجده افتاد

آن چنان که دل محراب  و دل ماه گرفت

آه یک دست بر آن فرق شکسته که گذاشت

خم شد و  دست به پهلوش به ناگاه گرفت

پا شد و رو به مدینه شد و با فاطمه گفت

عاقبت حاجت خود را اسد الله گرفت




&&&&&&&&&&&

حمید سبزواری
امیر المومنین(ع)-ضربت خوردن

 
محراب کوفه امشب در موج خون نشسته

یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید

رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید

دیگر نوای تکبیر از کوفه بر نیامد

نان آور یتیمان دیگر ز در نیامد

تنها نه خون به محراب از فرق مرتضی ریخت

امشب شرنگ بیداد در کام مجتبی ریخت

امشب به کوفه بذر کفر و ضلال کِشتند

مرغان کربلا را امشب به خون کشیدند

تیغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد

امشب به نام سجاد خط اسارت آمد

امشب به محو خادم، خائن دلیر گردید

آری برادر امشب زینب اسیر گردید

باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان

امشب بنای وحدت در کوفه گشت ویران

امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید

امشب بنام قرآن، قرآن شهید گردید

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

&&&&&&&&&
 
   
کوفه خون است زهجران جگرم - اول مظلوم عالم -علی-   
 

میروم دیدن محسن پسرم

کوفه سخت است برای مردی

همسرش را بزند نامردی

پیش من از گل واز باغ مگو

ازغم ومحنت وازداغ مگو

پیش من از دل غمبار مگو

سخنی از در و دیوار مگو

بازشد دست من امروزچه سود

یک نفریاردرآن کوچه نبود

کوفه دانی که علی تنها بود

همدم ومونس او شبها بود

نخلهایت همه همرازعلیست

نیمه شب همنفس رازعلیست

کوفه ای محرم شبهای علی

بعد ازاین نشنوی آوای علی

کوفه با تیغ توراحت شده ام

راحت ازجوروشماتت شده ام


 

 ***************


اشعار شهادت امام علی(علیه السلام


از لطف و دستگیری تو حرف می زنم
از شیوهٔ‌ امیری تو حرف می زنم

 از وصله وصله هاي رداي خلافتت
مولا ز بي نظيري تو حرف می زنم

 از سفره های نیمه شبت در خرابه ها
از کهکشان شیری تو حرف می زنم

 بر شانهٔ‌ تو جای یتیمان کوفه بود
از اوج سر به زیری تو حرف می زنم

 از چاه اشک و آه فراق و حکايتِ
شبهاي گوشه گيري تو حرف مي زنم

از بیست سال خانه نشینی و بی کسی
از غربت غدیری تو حرف می زنم

 ديگر نفس به سينهٔ‌ من حبس مي شود
وقتی که از اسیری تو حرف می زنم

 داغ تو بیشتر به دلم چنگ می زند
هر چه که از دلیری تو حرف می زنم

از کوچه ها و روضهٔ‌ يار جوان تو
از ماجراي پیری تو حرف می زنم

دستان حيدري تو را صبر بسته بود
آنروز اگر که پهلوي مادر شکسته بود

 یوسف رحیمی



ادامه مطلب ...نظرات (0) اشعار شهادت امام علی(علیه السلام)18 / 5 / 1391برچسب:اشعار شب قدر - اشعار شهادت امام علی(ع) - مهدی وحیدی,:: ::  نويسنده : مهدی وحیدیبا آنکه استقامت تو فرق مي کند
اين روزها حکايت تو فرق مي کند

اينجاست درد، دشمنت آخر غريبه نيست
بعد از رسول، غربت تو فرق مي کند

دستان حيدري تو را صبر بسته است
با ديگران اسارت تو فرق مي کند

دستي که روي فاطمه ات را نشانه رفت
فهميده بود غيرت تو فرق مي کند

 سیلی به روی ام ابیها تو را شکست
آقای من! مصيبت تو فرق مي کند

گفتند بعد فاطمه از پا فتاده اي
حق داشتي امانت تو فرق مي کند

 سي سال پيش! اين در و ديوار شاهدند
اصلاً شب شهادت تو فرق مي کند

 یوسف رحیمی

********************

چشم های به رنگ خون ات را

بر پرستار خود کمی وا کن

دلِ من شور می زند بابا

گریه های مرا تماشا کن

**

گر چه بستم شکاف زخمت را

خونِ تازه دوباره می ریزد

گر چه بر معجرم گره زده ام

لخته خون، پاره پاره می ریزد

**

بعد لبخند قاتلت بر من

تو چرا خنده می کنی بابا

شب بی مادریِ ما را باز

این چنین زنده می کنی بابا

**

 واژه هایی که خاطرات من است

باز تکرار می کنی هر بار

کوچه ی تنگ، خنده و هیزم

میخ در، دود، آتش و دیوار

**

مُردم از روضه خوانی ات امشب

سوختم پایِ هر وصیت تو

سرِ شب از شکاف در دیدم

حال عباس را ز نیت تو   

**

دست او را گرفتی و گفتی

رو سپیدم کن ای رشید علی

پیش زهرا کن آبرو داری

آبرویم بخر، امید علی

**

جان تو، جان خواهرت زینب

ای علمدار کاروان حسین

حیدر بی مثال عاشورا

جان تو، جان دخترانِ حسین

 **

نکند کودکی شود تشنه

نکند دختری زمین بخورد

نشود با تو خیمه ای بی تاب

نکند مادری زمین بخورد

**

دست هایت اگر زمین افتاد

نام زهرا به لب ببر، جان گیر

بدنت را سپر کن و بشتاب

خم شو و مشک را به دندان گیر

**

تشنه لب مشک آب را  به لبِ

 کودک بی زبان بگیر عباس

تیر وقتی به چشم هایت خورد

مدد از زانوان بگیر عباس

**

دست وقتی که نیست با صورت

از سرِ زین به خاک می افتی

غرق در تیر، ای کمان ابرو

به زمین چاک چاک می افتی

**

مادری می رسد به بالینت

دست دارد به روی پهلویش

کاش چشمت نبیندش وقتی

جای یک دست مانده بر رویش

 

حسن لطفی

*************

بابا اتاق پر شده از بوی مادرم

وقتش رسیده پر بکشی سوی مادرم

دیگر خجل نباش تو از روی مادرم

فرقت شده شبیه به پهلوی مادرم

 

از پشت در دوباره تو را می زند صدا

تا که به دست تو بدهد محسن تو را

 

سی سال در نبودن مادر شکسته ای

پهلو به پهلویش پس آن در شکسته ای

در کوفه های درد مکرر شکسته ای

از مردم و نبودن باور شکسته ای

 

گر چه شکسته ای و دلت هم شکسته تر

این دل شکسته را هم از این کوفه ها ببر

 

یادت که هست مادر ما قد خمیده بود

یادت که هست گیسوی مادر سپیده بود

یادت که هست محسن خود را ندیده بود

یادت که هست غنچه خود را نچیده بود

 

آنروزها که قد تو آنجا خمیده شد

موی منم شبیه تو بابا سپیده شد

 

مادر رسیده عطرپیمبر بیاورد

تو تشنه ای برای تو کوثر بیاورد

مرهم برای این دل پرپر بیاورد

تا خار را زدیده تو در بیاورد

 ****************

حرفی بزن که مونس تو مادر آمده

حالا که استخوان زگلویت در آمده

 

بابا بگو به مادرم از غصه های من

از کوفه های بعد تو و ماجرای من  

از بی حسین گشتن من از عزای من

از کوفه گردی من و از کربلای من

 

بابا بگو که زینب خود را دعا کند

بعد از حسین زود مرا هم صدا کند

 

مادر رسید و زخم سرت را نگاه کرد

گریه برای گودی یک قتلگاه کرد

پس رو به روسیاهی خیل سپاه کرد

نفرین به رقص خنجر مردی سیاه کرد

 

وشمر جالس ... نفس مادرم گرفت

سر که به نیزه رفت دل معجرم گرفت

 

رحمان نوازنی

***************************

فرق شكسته بين بستر مانده بابا
در بين بستر ياد كوثر مانده بابا

 در فكر رودررويي با زهراست اينك
چشم انتظار روي دلبر مانده بابا

 بگذار باهم غصه اش را باز خوانيم
گويا كه ياس اش پشت آن در مانده بابا

 اما چرا در لحظه هاي آخرينش
ذكر حسين دارد وَ مضطر مانده بابا

 مابين حرف هايش مدام از هوش مي رفت
با گريه گفتم حرف ديگر مانده بابا ؟

 گفتا كه عباس و حسينم را صدا كن
كرببلا ....حرف برادر مانده بابا

 

روزي رسيد كه دختري فرياد ميزد
روي زمين اي واي بي سر مانده بابا ...

 

ياسر مسافر

 ********************


 انبان به دوش هر شبه ی کوچه های شهر
دیگر چرا به دیدن ماها نیامدی

 اصلا قرار بود که بابای من شوی
این چندمین شب است که بابا نیامدی

 من روی دوش تو چقدر تاب خورده ام
رفتم زشانه های تو بالا …!   نیامدی

 بی دست های گرم تو بدخواب می شوم
کابوس دیده ام همه شبها نیامدی

 دیدم شکسته است ستون های آسمان
مسجد ، نماز صبح ، خدایا! … نیامدی

 رفتی به سجده ، بارقه ی تیغ و … بعد ازآن
محراب غرق خون شد و بالا نیامدی

 کابوس بود … من بخدا باورم نشد!
حتما دلیل داشت که اینجا نیامدی

 شب تا به صبح، خیره به در … منتظر شدم
چشمم به در سفید شد اما نیامدی

 

خاکم به سر، خدا نکند، خواب من مگر-
تعبیر می شود که تو بابا نیامدی

 

از اشک های گوشه ی چشمان مادرم
پی برده ام به حادثه ای تا نیامدی

 

آری درست بود… گمانم درست بود
ای وای از این مصیبت عظمی …

 هادی ملک پور

*********************


میان قبله محراب ناله ها کردم
به هرقنوت برای همه دعا کردم

 برای اینکه به وصل حبیبه ام برسم
به قلب سوخته هر شب خداخدا کردم

 

گرفته مسجد کوفه شمیم تو زهرا
ببین چه محشری از عاشقی به پا کردم

 

میان گودی محراب تا زمین خوردم
عجیب یاد تو و داغ کوچه را کردم

 تو گیر کردی و نام مرا صدا کردی
ببین به صورت خونین تورا صدا کردم

 عزیز من به تو گفتم که بی تو می میرم
ببین به عهد چهل ساله ام وفا کردم

دلم زبس نگران نگاه زینب بود
دوشانه حسینین خودم رها کردم

 

محارمند کنون دور دخترم اما
اشاره جانب گودال کربلا کردم

 

تمام شاخه گلانش به نیزه چیده شود
به پیش دیده زینب گلو بریده شود

 

قاسم نعمتی

*******************


 

 
اشعار مناجاتی ماه مبارک رمضان




آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است

تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد

هر دلی از حلقهای در ذکر یا رب یا رب است

کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف

صد هزارش گردن جان زیر طوق غبغب است

شهسوار من که مه آیینه‌دار روی اوست

تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است

عکس خوی بر عارضش بین کآفتاب گرم رو

در هوای آن عرق تا هست هر روزش تب است

من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می

زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است

اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین

با سلیمان چون برانم من که مورم مرکب است

آن که ناوک بر دل من زیر چشمی میزند

قوت جان حافظش در خنده زیر لب است

آب حیوانش ز منقار بلاغت میچکد

زاغ کلک من به نام ایزد چه عالی مشرب است

 

***************



                                                                                                "حنیف مزروعی"
شب قدر است امشب

شب قدر

شب قدر است امشب مست مستم‌ ای خدا با تو

شدم تا مست دانستم كه هستم ای خدا با تو

در این خلوت تو من یا من تو، انصاف از تو می‌خواهم

تو با من مست یا من مست هستم ای خدا با تو

مخواه از من كه هرگز راه عقل و عافیت پویم

كه من دیوانه از روز الستم ای خدا با تو

دویدم سال‌‌ها اما به دور افتادم از كویت

چو افتادم ز پا در خود نشستم ای خدا با تو

سر از خاك زمین تا برگرفتم عشق ورزیدم

ولی آزاد از هر بند و بستم ای خدا با تو

تو هر جا جلوه كردی من تو را دیدم پرستیدم

به هر صورت جمالی می‌پرستم ای خدا با تو

 

*******************



                                                                                   محمد خلیل مذنب (جمالی)
خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی

شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی                                                    

                     خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی

شعله افتاده به ملک دلم از فرط گناه                                                

                              دوست را از دل این شعله بخوانیم کمی

روح را صیقل آیینه دهیم از دل و جان                                                 

                     آه را تا ملکوتش برسانیم کمی

عهد بستیم و شکستیم بسی کاش! که ما                                        

                    بر سر عهد وفادار بمانیم کمی

پوشه از بار گناهان شده پر حجم بیا                                                   

                             رمضان است به آتش بکشانیم کمی

نگذاریم زبانه بکشد دوزخمان                                                          

                             بنشینیم و به اشکش بنشانیم کمی

بنشانیم نهالی به امید ثمری                                                     

                             چشمه از چشم به پایش بدوانیم کمی

و ارادت بنماییم و بگوییم " الغوث "                                                    

                        ناله را تا به فلک باز رسانیم کمی

                                                                                                 
*****************


                                                                                                                                                "امیر علی مصدق "
 مناجات شب قدر

شب قدر

                     بگذار تا بميرم در اين شب الهي

                    ورنه دوباره آرم رو روي روسياهي

                     چون رو كنم به توبه، سازم نوا و ندبه

                    چندان كه باز گردم گيرم ره تباهي

                     چون رو كنم به احياء، دل زنده گردم اما

                    دل مرده مي‏شوم باز با غمزه گناهي

                     گرچه به ماه غفران بسته است دست شيطان

                    بدتر بود ز ابليس اين نفس گاه گاهي

                     اي كاش تا توانم بر عهد خود بمانم

                    شرمنده‏ام ز مهدي وز درگهت الهي

                     تا در كفت اسيرم قرآن به سر بگيرم

                    چون بگذرم ز قرآن اُفتم به كوره راهي

                     من بندگي نكردم با خويش خدعه كردم

                    ترسم كه عاقبت هم اُفتم به قعر چاهي

                     با اينكه بد سرشتم با توست سرنوشتم

                    دانم كه در به رويم وا مي‏كني به آهي

                     اي نازنين نگارا تغيير ده قضا را

                    گر تو نمي‏پسندي تقدير كن نگاهي

                     دل را تو مي‏كشاني بر عرش مي‏كشاني

                    بال ملك كني پهن از مهر روسياهي

                     دل را بخر چنان حُر تا آيم از ميان بُر

                    بي عجب و بي تكبّر از راه خيمه گاهي

                     امشب به عشق حيدر ما را ببخش يكسر

                    جان حسين و زينب بر ما بده پناهي

                     آخر به بيت زينب بيمار دارم امشب

                    از ما مگير او را جان حسن الهي

                     در اين شب جدايي در كوي آشنايي

                    هستم چنان گدايي در كوي پادشاهي


*************************

ای یگانه مولایم

 اي خدا ملاقاتت نور ديده مي‏خواهد

نيمه شب مناجاتت دل بريده مي‏خواهد

 اي صفاي نجوايم وي يگانه مولايم

التجاي كوي تو اشك ديده مي‏خواهد

 دانه دانه اشكم بين شبنم سرشكم بين

اين دل سيه، وصلت در سپيده مي‏خواهد

 اي بهار فرجامم منكه خارم و خامم

گلشن بهارت را گل رسيده مي‏خواهد

 شيعه با مناجاتش منتهاي حاجاتش

آبياري سرخ ياس چيده مي‏خواهد

 روح زندگي زهراست جاودانگي زهراست

اين دلم دو عالم را زين عقيده مي‏خواهد

 راز دل نياز عشق خواندن نماز عشق

حالتي مشابه با آن شهيده مي‏خواهد

 هر غم و بلايش را مي‏خرم به جان اما

درك روضه‏هايش را غم كشيده مي‏خواهد

 اي خدا قبولم كن شيعه بتولم كن

امتحان عشقت را برگزيده مي‏خواهد

 با ابوتراب امشب مي‏كنم نوا يارب

عبد خسته زينب سر بريده مي‏خواهد

 اي اميد افطارم وي نويد اسحارم

طلعت رشيدت را دل نديده مي‏خواهد

 

****************


اي خدا طالب كلام توأم

 اي خدا طالب كلام توأم           تشنه‏ام تشنه سلام توأم

 تو همه حاجت و جواب مني         بر طرف ساز هر حجاب مني

 تو سزاوار سجده عشقي          تو حواله كننده رزقي

 چاره ساز قلوب پُر آهي            راه ساز هر آنچه گمراهي

 تو كرامت كننده فضلي                در فضيلت دو دست پر بذلي

 تو كريمي تو ناصري تو حليم            تو حكيمي تو قادري تو عليم

 تو عزيزي تو مؤمني تو مجيد                 تو ودودي تو مبدعي تو معيد

 تو حبيبي تو خالقي تو مجيب              تو حسيبي تو رازقي تو رقيب

 تو جليلي تو بارئي تو جميل              تو وكيلي تو صاحبي تو كفيل

 تو مفتح تو مقتدر تو كبير               تو مفرّج تو منتقم تو مجير

 تو گشاينده گره‏هايي              تو زداينده غم مايي

 تو به ما لطف هل اتي كردي               ختم پيغمبران عطا كردي

 پدري داده‏اي چنان مولا                مادري داده‏اي چنان زهرا

 تويي آن منعم و تويي ذوالمن               تو به ما داده‏اي حسين و حسن

 تو به ما داده‏اي همه حاجات                 بانويي همچو عمّه سادات

 اي تو داده به شيعه شيون و شين               كاشف الكرب داده‏اي به حسين

 دل ما را تو كرده‏اي عاشق                  آفريدي تو شيعه صادق

 تو دل نرم داده‏اي به رضا               خواهري شبه زينب كبري

 تو به ما داده‏اي ولايت را              نعمت پاك مرجعيت را

 شكر هر نعمتي تو را بايد                  پس چرا مهدي‏ ات نمي‏آيد

 قدرت شكر كوه نعمت نيست                     علت طول عصر غيبت چيست؟

 گر گناهان ماست سدّ ظهور                  ظلمت ما ببر به آيه نور
   

*********************

مناجات شب قدر

اي خدا اي فاتح هر مشكلم                     
                                 
                                        وي همه آرامش جان و دلم

 بشنو از دل راز يك بي آبرو                              
                                
                                     ده مجال گفتگويم، گفتگو

 در شب احيا به تو رو كرده‏ام                          
                                       
                                             خويش را با توبه همسو كرده‏ام

 گرچه عمري با گنه بنشسته‏ام                      
                                       
                                            گرچه قلب صاحبم بشكسته‏ام

 صبر كن، از كيفر من بر حذر                            

                                      تا كنم در خويش تجديد نظر

 بهر تو خود را مهيا مي‏كنم                               
                                 
                                     توبه را در خويش احيا مي‏كنم

 هر كه بايد رفت چون فرزند نوح                     
                               
                                   توبه بايد، توبه از نوع نصوح

 چونكه امشب بامنيبين زيستم                      

                                    راضي از عمر گذشته نيستم

 بر تو عمري بدگماني داشتم                         

                                  بهر شيطان آشنائي داشتم

*****



 چون بگيرم آينه در دست خويش

                                فاش بينم، فاش، روي پست خويش

 گرچه دل بد كرده تكفيرش مكن      

                                بنده‏ات برگشته تحقيرش مكن

 هركه بر حال خراب خود رسيد        

                                     پيش از مردن حساب خود رسيد

 هر كه گيرد آينه در پيش رو            

                                       كرده‏هاي خويش بيند مو به مو

 خويش را بيند كه خود با خود چه كرد

                                   تا بداند سخت بايد توبه كرد

 بايد از بگذشته‏ها عبرت گرفت           

                                     دست را بر زانوي همت گرفت

 حال بايد وادي تحليف رفت             

                                          يا علي گفت و سوي تكليف رفت

 سخت بايد نفس را بشكست و ماند   

                                              عهد و پيمان با شهيدان بست و ماند

 همچنان بار شهيدان مبين               

                                   مانده انبان يتيمان بر زمين

 راه ما راه شهيدان خداست                 

                                            كيست پرسد اي خدا مهدي كجاست

 گرچه دل شرمنده است از روي تو           

                                     اي خدا با مهدي آمد سوي تو

 نيستم اينك از الطافت خدا                    

                                      سينه‏اي دارم شبستان خدا

 يا حليم امشب كه من سرگشته‏ام       

                                        يا علي گويان سويت بر گشته‏ام

 

****************



مناجات


 آري اي دوست مرا داغ عتابم كافي است

به دلم قهر و غضب وقت خطابم كافي است

 ديگر از عدل عذابم مكن اي معدن فضل

شعله خجلت ذنبم به عذابم كافي است

 مستحق غضب و قهر و عذابم اما

بي محلي تو يارب به جوابم كافي است

 آه، رسوا مكنم نزد رئوس الاشهاد

زآنكه شرمندگي روز حسابم كافي است

 باورم نيست ز اصحاب شمالم خوانند

پيش اصحاب يمين چشم پر آبم كافي است

 خواهي ار از من نالان گذري در صف حشر

پيش چشمان علي ترك عقابم كافي است

 شعله نار بر اين چهره ميفروز كه خود

از گنه مانده بر اين چهره نقابم كافي است

 


پیامک شب قدر

و کنون وقت دعاست

وقت شکر از کرم و لطف خداست

وقت عاشق شدن و مهر و صفاست

وقت امید بر قلم عفو خداست

التماس دعا
**************


الهی ان شب که همه قران به سر می گذارند

ما را توفیق بده قران را به دل کنیم . . .

**********


سی شب خرابت می نشینم تا سحر گاهان

 شاید به دست لطف کردی قصد تعمیرم

 ای اسم های اعظمت امن یجیب عشق

 هرشب سحرپرمی کشم …اما به زنجیرم

******************


شب قدر است تقدیرش بدانم

 مدبر اوست تدبیرش بدانم

 به آیه آیه ها ی کایناتم

 زهی ، ابلیس وتزویرش بدانم

 از آن دست مضطّر به بالا

 خدا گویان ، تکبیرش بدانم

***********


امشب خدا بگشود درهای سما را

پیوسته می خواند به خود اهل دعا را

گر پهن کردی ساعتی سجاده ات را

یاد آر یاران و ببرهم نام ما را

****************

خدایا در این شبهای قدر قدم هایی را که برایم بر می داری بر من آشکار کن

تا در هایی را که به سویم میگشایی ندانسته نبندم

و در هایی را که به رویم میبندی به اصرار نگشایم . . .

التماس دعا

********************
شب قدر است و قدر آن بدانیم /  نماز و جوشن و قرآن بخوانیم

 به درگاه خدا غفران و توبه / به شرطی که سر پیمان بمانیم

 برای پاکی نفس و سعادت / همیشه بهر خود شیطان برانیم . . .

*****************


الهی

تو را سوگند بر مظلو میت علی و دلهای مملوّ از آه و فغان

به حرمت شب قدر بینوایان را در حسرت سعادت ناشی از فضیلت خویش مسوزان

و دلهای افتاده را از درگاه با عظمت خویش نا امید مفرما


***********



یارب چه بسی جرم و گناهم دیدی

رسوائی من به رحمتت پوشیدی

امید من است و بخشش روز جزا

جز درگه تو نیست مرا امیدی . . .

*************

باز قدر آمد و شور دگری برپا شد

 نور قرآن ببارید ، شرری برپا شد

 شب قدر آمد و چشمان دلم شهلا شد

 شبنم عشق ببارید و شبم ، یلدا شد . . .

-**************
باز کن فالی و آیات غزل را بنگر

 آنکه استاد عَزل گفت همان می آید

 اینهمه آیه تجلی شده دریک شب قدر

 آسمان راه نجات است از آن می آید

 اطلسی دلنگران از شب پاییزه مباش

 سبزه و رویش گل بعد خزان می آید . . .

*******************


شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت‌ها / مه بدرست روح تو کز او بشکافت ظلمت‌ها

مگر تقویم یزدانی که طالع‌ها در او باشد / مگر دریای غفرانی کز او شویند زلت‌ها

****************

امشب این دل یاد مولا می کند

لیلة القـدر است و احیا می کند

بشنو ای گـوش دلها بی صدا

نغمه ی فـزت و رب الکعبه را . . .

***************


شب قدر

شبی است که در عرصه آن انسان، ره صد ساله را یک شبه طی می کند . . .

*************

رسول خدا (ص)

هرکه شب قدر را زنده بدارد تا سال دیگر عذاب از او دور می گردد . . .

****************

ای کاش از این خاک، صدا برخیزد

یا دستی باز بر دعا برخیزد

ای کاش دل فتاده در دام گناه

با گفتن یا علی(ع) ز جا برخیزد . . .



خدایا

شب قدر است و قدر شب قدر تو میدانی

به قدر من ننگر، قدر خویش اعطا کن . . .

آمین

*****************

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند / و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی / آن شب قدر که این تازه براتم دادند . . .

************

گریه کن

در این شب های قدر

آب تنت را شستشو میدهد و اشک روحت را  . . .



الهی آن شب که همه قرآن به سر می کنند ما را توفیق بده قرآن را به دل کنیم . . .

*************

چه شب است یا رب امشب که شکسته قلب یاران

چه شبى که فیض و رحمت، رسد از خدا چو باران

چه شبى که تا سحرگاه ، زفرشتگان «الله»

برکات آسمانى، برسد به جان نثاران . . .

*************

تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی / شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی

لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم / سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی

*****************

فرشته ها برای آزادی انسان ها از دستان شیطان

و بخشش معاصی و بردن آنها به ملکوت مسابقه داده

و منتظر ندای بنده خدا هستند.

(اللهم لبیک) التماس دعا



*****************


امشب

از آسمان باران انا انزلنا بر فرق زمین می بارد

امشب چشمانمان را با آب توبه بشوییم

و کلام قرآن در دهانمان بریزم

(التماس دعا)



***************

شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی

خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی

شعله افتاده به ملک دلم از فرط گناه

دوست را از دل این شعله بخوانیم کمی . . .


**********************


آیا در رؤیاهایتان ، سبکبالی و لذت پرواز روح را احساس کرده اید ؟

شب قدر، رؤیایی است که به حقیقت می پیوندد . . .

التماس دعا

***************
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است

یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است

تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد

هر دلی از حلقه ای در ذکر یا رب یا رب است . . .

************
شب قدر است و قدر آن بدانیم /  نماز و جوشن و قرآن بخوانیم

 به درگاه خدا غفران و توبه /  به شرطی که سر پیمان بمانیم . . .

****************
امشب به عشق حیدر ، ما را ببخش یکسر / جان حسین و زینب ، بر ما بده پناهی

آخر به بیت زینب ، بیمار دارم امشب / از ما مگیر او را ، جان حسن الهی . . .

*****************

با اینکه بد سرشتم با توست سرنوشتم  / دانم که در به رویم وا می‏کنی به آهی

ای نازنین نگارا تغییر ده قضا را / گر تو نمی ‏پسندی تقدیر کن نگاهی . . .

التماس دعای ویژه

************

شب قدر، شب نیایش و شب بارش چشم های خاکیان بر شما آسمانیان مبارک باد

و التماس دعا در لحظات قشنگ خلوتتان . . .

***************

شب قدر است و طی شد نامه هجر

سلام فیه حتی مطلع الفجر . . .

التماس دعا

********************

آه امشب لیلةُ القدرِ خداست / ذکر یا رب یا رب و وِرد و دعاست

گاهِ استغفار و دلْ لرزیدن است / گاه توبه، گاهِ آمرزیدن است

گاهِ عجز و التماس و هم نیاز / رو به درگاه حکیم چاره ساز . . .

************

آمده‌ام ای خوب‌ترین، ای بهترین ، ای مهربان‌ترین ، تا در میهمانی بندگانت

مرا نیز بپذیری و بخشش گناهان را بدرقه ی راهم کنی . . .

الهی العفو ، العفو ، العفو…

***************
یک عمر تماشای دری خون آلود / یاد آوری حادثه ای سرخ و کبود

کم کم به علی بال پریدن میداد / ای تیغ نیازی به حضور تو نبود . . .

التماس دعا

******************

دلت را با خداوند آشنا کن / ز عمق جان خدایت را صدا کن

دل غفلت زده مانند سنگ است / مس دل را به یاد او طلا کن

به پیش او گشا دست نیازی / به درگاه بلند او دعا کن . . .

التماس دعا


***************

امشب این دل یاد مولا می کند / لیلة القـدر است و احیا می کند

بشنو ای گـوش دلها بی صدا / نغمه ی فـزت و رب الکعبه را . .

***************

خدایا ، بحق شهید شب های قدر

تقدیر ما را محبت و ولایت و پیروی راه مولا علی علیه السلام رقم بزن

آمین . . .

************
در برج ولا مهر جهان تاب علیست / در شهر علوم نبوی، باب علیست

از اول خلقت بشر تا امروز / مظلوم ترین شهید محراب علیست . . .

التماس دعا

********************

شب قدر، شب احیای خویش، با دم مسیحایی دعاست

شبی است که باید قدر خویش را بشناسی، تقدیر خویش را رقم بزنی

و خویشتنِ جدید را با قلم توبه و جوهر اشک ترسیم کنی . . .


طاعت قبول و التماس دعا

****************

به شهر کوفه در محراب طاعت / علی شد کشته در حال عبادت

ز پـور ملجم مردود کافر / بخون شد غوطه ور ساقی کوثر . . .

****************

به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را / به خدا علی نبیند به نماز جز خدا را

به نماز آخرینش چه گذشت من ندانم / که ندای دعوت آمد شه ملک لافتی را

همه اهل بیت عصمت زسرا برون دویدند / ابتا و واعلیا بنمود پر فضا را . . .

******************

بجز از علی(ع) که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیر توست اکنون، به اسیر کن مدارا . . .


شهادت سمبل کرامت و عدالت و شجاعت، تسلیت و تعزیت

***********************
دعا بدون علی قابل اجابت نیست / که مهر اصل اجابت به هر دعاست علی(ع)

بزن تو دست توسل به دامن مولا / که در جامعه را بهترین دواست علی(ع)

******************

الهی ، امشب آمده‌ام تا به چهارده نور پاک، تورا قسم دهم

و والاترین کتاب را بر سر بگیرم و بالاتر روم  ، مرا به خویش وامگذار و در این شب

با بهترین دوستانت هم‌نشین کن و از خویش مران ، که بی‌تو حیرانم و سرگردان . . .


******************

هیچ گناهکاری را نا امید مکن، چه بسیار گناهکاری که عاقبت به خیر گشته

و چه بسیار خوش کرداری که در پایان عمر تباه شده و جهنمی گشته است . . .


( امام علی-ع)

*************

قدر، باران رحمتی است که در جویبارِ هر فرد و هر جمع ، به اندازه او جاری می‏شود

خدایا ، در شب قدر هر چه خیر  نصیب اولیائت می کنی نصیب ما نیز بگردان

آمین . . .


 

 


 

قرآن آنلاين

آمار بازديدکنندگان

mod_vvisit_counterامروز191
mod_vvisit_counterاین ماه2259
mod_vvisit_counterکل بازدیدها445521