اسوه های هدایت

 

 

بررسی تأثیر عوامل شکاف نسلی از دید جوانان بر وضعیت دینداری آنان

بررسی تأثیر عوامل شکاف نسلی از دید جوانان بر وضعیت دینداری آنان

دکتر فخرالسادات پیلتن

محسن دیبایی

چکیده

تغییرات اجتماعی ناشی از پدیده شهرنشینی، انقلاب‌های سیاسی و اجتماعی، رشد فزاینده‌ی فن آوری‌های ارتباطات و مبادلات فرهنگی و بالاخره جریان توسعه و نوسازی در کشورهای در حال توسعه، آثار و پیامدهای مختلف فرهنگی و اجتماعی را در بر داشته است. این تغییرات شامل تفاوت های هنجاری، ارزشی و رفتاری بین نسل جوان و نسل های قدیمی نیز می باشد که فاصله‌ی نسلی نامیده می‌شود که یکی از نتایج این پدیده، تضعیف ارزش های دینی است.

در چارچوب تئوری این پژوهش دینداری با ابعاد اعتقادی، مناسکی، عاطفی و پیامدی از تئوری گلاک و استارک که توسط سراج زاده، هنجاری شده است، استفاده گردید و برای تعیین متغیرهای مستقل از تئوری اینگلهارت بهره گرفته شده است.

هدف اساسی پژوهش حاضر، بررسی نگرش جوانان در عوامل گسست نسلی بر وضعیت دینداری آنها می‌باشد؛ جامعه آماری جوانان خانواده‌های تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهرستان جهرم است. روش تحقیق، پیمایشی و تعداد 320 نفر؛ به عنوان نمونه براساس فرمول کوکران انتخاب و سپس با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی از طریق پرسشنامه، داده‌های لازم جمع آوری شد. روایی و اعتبار سوالات با محاسبه‌ی ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تعیین گردید. سپس با استفاده از روش های آمار توصیفی و استنباطی، ارتباط هر یک از متغیرها با دینداری، سنجش و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

نتایج آزمون تفاوت میانگین در این پژوهش نشان می دهد که بین مکان تولد پدر، محل سکونت فعلی، شغل، جنسیت و سطح تحصیلات پاسخ گویان با برخی از ابعاد دینداری تفاوت معنادار وجود دارد.

براساس ضریب همبستگی پیرسون، متغیرهای میزان استفاده از اینترنت و ماهواره، نظم اجتماعی، تغییر نگرش جنسیتی، جهانی شدن، میزان اعتماد اجتماعی و تحرک جغرافیایی با دینداری و برخی از ابعاد آن، رابطه معنادار وجود دارد.

بنا بر رگرسیون چند متغیره، متغیرهای استفاده از اینترنت و ماهواره، نظم اجتماعی و سبک زندگی، بیشترین تاثیر بر دینداری داشته اند.

کلیدواژه: دین داری، نظم اجتماعی، جوانان، جهانی شدن، اعتماد اجتماعی.

مقدمه    

    دین یکی از جلوه های فرهنگ بشری است، بدون تردید این جنبه‌ی فرهنگی، تاثیر فوق العاده‌ای بر نگرش، عواطف و رفتار انسان‌ها دارد زیرا دین، عامل  انسجام اجتماعی در سطح کلان است و در سطح خُرد در فرایند اجتماعی شدن و انسجام فکری، مهم ارزیابی می‌شود. هیچ جامعه ای بدون دین وجود ندارد اما اعتقادات و اعمال مذهبی در جوامع، اشکال مختلفی دارد .

     دین، یکی از ارکان اصلی جوامع است که در طی زمان، دستخوش تغییراتی شده است. به طوری که در برخی دوره ها به کلی دگرگون شده و ظهورهای متعددی یافته است اما هرگز از عرصه‌ی اجتماع بشری محو نگردیده است. در جامعه‌ی ایرانی نیز دین، در سطوح مختلف جامعه نفوذ موثری دارد؛ به ویژه پس از انقلاب اسلامی به سبب تحولاتی که در ارزش‌های موجود رخ داده، نقش دین در بعد اجتماعی و فردی اهمیت اساسی یافته است.

     تغییرات اجتماعی ناشی از پدیده‌ی شهر نشینی، انقلاب‌هاي سياسي و اجتماعي و رشد فزاینده‌ی فن آوری‌های ارتباطات و مبادلات فرهنگی و بالاخره جريان توسعه و نوسازي در کشورهای در حال توسعه، آثار و پيامدهاي مختلف فرهنگي و اجتماعي را در بر داشته است. اين عوامل، منجر به مسایلی هم چون تفاوت در ارزشها، طرز تلقي ها، انتظارات و زمينه هاي اوليه اجتماعي شدن والدين و فرزندان گرديده كه نسل جوان كنوني به سادگي گذشته حاضر به پذيرش نقش‌هاي اقتدارگراي گروه هاي اجتماعي و والدين و همين طور ارزشها، الگوها و قواعد رفتاري آنها نشوند. حاصل اينها بروز نوعي تفاوتهاي هنجاري، ارزشي و رفتاري بين نسل جوان و نسل هاي قديمي تر آنهاست كه مي توان آن را فاصله نسلي ناميد.

 


 

بیان مسأله

         از آنجا که بنیان اجتماعی جوانان تحت تأثیر فردیت جوان و ساخت های اجتماعی شکل می گیرد؛ خانواده را می توان به عنوان مهم‌ترین گروه مرجع به شمار آورد. اما فرآیند جدایی و فاصله گرفتن جوانان از خانواده، یکی از نشانه های عمده‌ی دوره‌ی جوانی است، که این جدایی تمایل نزدیکی به همسالان را در جوانان تقویت می‌کند و این روند آثار گوناگونی از جمله پدیده‌ی تضعیف ارزشهای دینی و به تبع آن آسیب‌های اجتماعی در پی دارد.

      با وجود برنامه ریزی‌ها و تلاش‌هایی که برنامه ریزان و دست اندرکاران به منظور انتقال ابعاد فرهنگی مناسب و همانندسازی نسبی نسل جوان با بزرگ‌ترها، دارند؛ نوعی گسست و تعارض‌های هنجاری و ارزشی بین نسل‌ها به وقوع پیوسته که در شرایط عادی در قالب مفاهیمی چون شکاف نسلی یا گسست نسلی مطرح می‌شود.

    رابطه ی جوانان و مذهب، موضوع حساسی در جامعه‌ی ایران است و یکی از دغدغه های عمده‌ی مسؤلان جامعه و دست اندرکاران امور فرهنگی می باشد زیرا روند گسست نسلی دنیای امروز به تدریج ارزش‌های دینی را تضعیف می‌کند و به تبع آن آسیب‌های اجتماعی تشدید می‌گردد. بنابراین برای هدایت و کاهش گسست در بین نسل‌ها، تحقیقات علمی ضرورت می یابد.

       بدون تردید این ذهنیت که بین دینداری نسل قبل و حاضر تفاوت وجود دارد قابل انکار نیست اما سؤالاتی نیز مطرح است:

  • نتایج حاصل از این تحقیق موید کدام نگرش است؟
  • آیا  میزان دینداری و اعتقادات دینی در جوانان جامعه معاصر ایران کاهش یافته است؟
  • از نظر جوانان کدام عوامل بر شکاف نسلی موثر است؟
  • چه عواملی از شکاف نسلی برحسب نظر جوانان  و بر کدامیک از ابعاد دینداری آنها موثر است؟

اهداف تحقیق

      هدف در تحقيق مورد نظر در بعد نظری، دست يابي به يك تئوري تركيبي مي باشد. در بعد عینی از نتايج اين پژوهش مي توان در تقویت دینداری جوانان بهره گرفت و تصمیم گیرندگان را بر آن داشت که جهت تقویت دینداری نوجوانان و کاهش فاصله‌ی نسلی به چه مواردی توجه داشته باشند تا با دیدی واقع گرایانه و منطقي در صدد رفع آسیب‌های ناشی از این مسئله بپردازند. به علاوه عوامل موثر بر شکاف نسلی و تاثیر آن از نظر جوانان بر وضعیت دینداری می‌تواند در یافتن  عوامل و تقلیل این فاصله به تصمیم گیرندگان، برنامه ریزان و مجریان کمک کند.

سوالات تحقیق

  • از نظر جوانان عوامل گسست نسلی کدام است و چه تاثیری بر وضعیت دینداری آنها دارد؟
  • آیا بین ویژگی‌های فردی و دینداری و ابعاد آن تفاوت وجود دارد ؟
  • آیا بین نوع پوشش و دینداری و ابعاد آن رابطه وجود دارد ؟
  • آیا بین استفاده از ماهواره و اینترنت(ارتباطات جمعی)با دینداری وابعاد آن رابطه وجود دارد ؟
  • بین نظم اجتماعی با  دینداری و ابعاد آن چه رابطه‌ای وجود دارد ؟
  • بین تغییر نگرش جنسیتی با دینداری و ابعاد آن چه رابطه‌ای وجود دارد؟ 
  • بین جهانی شدن  با دینداری و ابعاد آن چه رابطه‌ای وجود دارد ؟
  • بین روابط ابزاری با دینداری و ابعاد آن چه رابطه‌ای وجود دارد؟
  • بین اعتماد اجتماعی با دینداری و ابعاد آن چه رابطه‌ای وجود دارد؟
  • آیا بین رضایت از زندگی با دینداری و ابعاد آن رابطه وجود دارد ؟
  • رابطه‌ی بین تحرک جغرافیایی  با دینداری و ابعاد آن چیست؟

 شکاف نسلی

انقطاع نسلی به معنای بریدگی و فاصله افتادن کامل میان دو نسل است وچنین چیزی در عالم واقع غیر ممکن می نماید از یک طرف نسلی که در جامعه پرورش می یابد در همه ابعاد، طرد کننده نیست بلکه  بسیاری از موارد به طور ضمنی می پذیرند. از سویی دیگر، تفاوت‌های نسلی به نظر، عادی و اجتناب ناپذیر است وحتی مطلوب و ضروری ولی شکاف نسلی یا گسست نسلی به معنی ایجاد رخنه هایی نسبتاً بزرگ میان دو نسل است.

 از آنجا که تعریف شکاف نسلی به عنوان شکست یا توانایی نسل جوان و مسن تر برای درک یکدیگر (Wehmeier &Ashbly,2000 :535) است اما دیدگاه‌های متعددی برای این منظور وجود دارد بطوری که بنگستون این پدیده را به سه دسته تقسیم نمود. گروهی که به شکاف نسلی  به طور عمیق اعتقاد دارند گروهی که وجود شکاف عمیق نسلی را یک توهم و خیال دانسته که توسط رسانه جمعی به غلط به مردم تحمیل می‌شود و گروهی که معتقد به پیوستگی وتفاضل گزینشی بین نسل‌ها می‌باشند. ( تیموری، 1377 : 37- 35).

دگرگونی فرهنگی از طریق جایگزینی نسل‌ها، صورت می گیرد و از آنجا که تغییر و تحول امری گریز ناپذیر است، نباید با دیدی کاملاً منفی به تحولات فرهنگی در جامعه نگریست -به لحاظ آنکه تغییرات فرهنگی در عرصه‌ی اجتماع همواره مثبت نیست- شاید شناسایی، ساز و کارهای این تحول، به ویژه در سطح خُرد و میانه بتواند کمک عمده ای باشد تا سرعت ایجاد شکاف بین نسل‌ها را متعادل‌تر کرده و با نسل‌های بعدی محاسبه شده تر رفتار شود. به هر حال تفاوت در ارزشهای دو نسلی که در کنار همدیگر هستند، عاملی منفی بر تعاملات سازنده بین آنها در گستره ی اجتماع و هدر رفتن نیروی آنان خواهد شد. شکاف‌های ارزشی هر دو نسل را در حالتی از اضطراب و تردید قرار داده است. نسل والدین به دلیل عواقب دل کندن از آنچه با آن زندگی کرده اند و نسل فرزندان نیز به دلیل تردید در یافتن حقیقت دل نگران می‌باشند. همچنین تفاوت در ارزش‌های بین دو نسل، بسته به شدت آن، حتی ممکن است نهادهای موجود دریک جامعه را که بر اساس تفکرات نسل یا نسل‌های گذشته پایه ریزی شده اند، به مجادله بکشاند.

      ارزشها، وسیله‌ی همبستگی اجتماعی هستند و انتقال ارزش‌ها باعث پیوستگی فرهنگی می‌شود. به لحاظ آن که ارزشها، جهت دهنده ی رفتار و استانداردهای رفتارند، ارزشهای متفاوت بین نسل‌ها، باعث فاصله افتادن نسل پیشین از نسلی می‌شود که قرار است، جامعه پذیر گردد و این نیرویی دافعه بر تعامل بین دو نسل در ارکان زندگی اجتماعی، تحمیل می‌شود، شواهد حاکی از وجود شکاف ارزشی بین نسل‌ها در سطح خُرد است که می توان به نظرسنجی ای که سازمان ملی جوانان انجام داده است؛ اشاره داشت به طوری که از 58 هزار جوان مورد مطالعه در سراسر کشور 79 درصد به این سؤال که خانواده‌ام به من اطمینان ندارد، پاسخ مثبت داده‌اند (29/10/81،روزنامه اعتماد).

دینداری

    دین در لغت به معنای همبستگی و بر یک سلسله دغدغه دلالت دارد که این دغدغه ها صاحبان خود را به یکدیگر پیوند می دهد و بین آنها همبستگی نزدیک پدید می آورد (الیاده، 1375 : 60). به نظرگودی مذهبی بودن در اعتقادات به نیروهای ماوراءلطبیعه است.

( Hamilton ,1995 : 14 ).

     دین برای جامعه بشری دارای کارکردهایی است؛ از آنجا که انسان براساس اندیشه دورکیم دارای خصلت سیری ناپذیری می باشد؛ نظارت خارجی و داخلی ضرورت می یابد اما اغلب کنترل خارجی، تنظیم کننده مطلوبی نیست، بنابراین نیروی کنترلی در قالب نیازهای اخلاقی متجلی می‌شود (کوزر ،1369: 191). به طوری که وی، وجدان جمعی را به عنوان نظام ارزشی غالب جامعه قلمداد می‌کند و مذهب را عامل موثر در توسعه ارزشهای مشترک می داند (Wallace wolf , 1986:14) .

پیشینه‌ی تحقیق

«تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته‌ی صنعتی» عنوان کتابی است که رونالد اینگلهارت در تحقیق تحت عنوان تحول فرهنگی در جامعه‌ی پیشرفته صنعتی به شیوه پیمایشی به تدوین تئوری فرامادی‌گرایی پرداخت. به زعم وی خیزش فرامادی گری به تنهایی یک جنبه از فراگرد گسترده‌ی دگرگونی فرهنگی می باشد که به گرایش‌های مذهبی، نقش‌های جنسیتی، هنجارهای جنسی و هنجارهای فرهنگی جوامع صنعتی شکل نوینی بخشیده است. (اینگلهارت،1373: 73).

 پژوهشی با عنوان «فرهنگ و فاصله نسلی در شهر اصفهان» در سال 1378 باحجم نمونه 461 نفری از افراد 16 ساله و بالاتر شهر اصفهان به شیوه‌ی پیمایشی انجام شد. بر اساس نتایج این تحقیق، بین نسلهای مختلف تفاوت وجود دارد. به عبارت دیگر نسلهای مختلف در 7/44 درصد از متغیرهای مورد بررسی با یکدیگر اختلاف نظر دارند (اسماعیلی1380: 109).

 پژوهش دیگری با عنوان «شکاف نسلی در ایران» با حجم نمونه 382 نفر از خانواده‌های ساکن شهر تهران و با شیوه‌ی مصاحبه حضوری صورت گرفته است. بر اساس نتایج تحقیق، 74درصد پاسخگویان، ابراز داشته اند که امروزه جوانان، قواعد رفتاری گذشته را رعایت نمی‌کنند، با این وجود، حدود 80 درصد از نسل جوان خود را از لحاظ اجتماعی و اخلاقی موظف به رعایت حال و وضع پیران خانواده می دانند. این محقق معتقد است، با توجه به عوامل بیرونی اثرگذار می توان گفت جامعه ایرانی با تفاوت نسلی روبه‌رو شده است (آزاد ارمکی1380: 69). 

 

چارچوب تئوریکی

برای تعیین چارچوب تئوری، نظريه ابزار توانمندي است كه محقق به اتكای آن مي تواند ابعاد مختلف مسئله مورد تحقيق را به شيوه علمي مورد بررسي قرار دهد. لذا تعيين يك طرح نظري معتبر كه راهنماي مراحل معيني از امر تحقيق باشد ضروري و اجتناب ناپذير به نظر مي رسد. با اين حال ديدگاه غالب در اين پژوهش نخست برای متغییرهای مستقل که عوامل موثر برشکاف نسلی از نظر جوانان است از تئوري اينگلهارت بهره گرفته شده است و برای متغییر وابسته که دینداری و ابعاد آن می‌باشد که از تئوری گلاك و استارك که توسط سراج زاده هنجاری شده استفاده گردید لذا در اینجا به تئوری‌های مذکور پرداخته می‌شود

رونالد اینگلهارت: رونالد اینگلهارت فرهنگ جوامع مختلف را با توجه به آثار نسل، زمان و سن تحلیل نموده است. به زعم وی تغییر ارزشی، روند متداومی است که از نسلی به نسل دیگر رخ می دهد.

اینگلهارت به تقسیم بندی ارزشها در دو بعد مادی و فرامادی مبادرت می ورزد و نظریه‌ی مادی- فرامادی بر دو فرض اساسی استوار می داند؛ یکی فرضیه کمیابی که در آن اولویت فرد، بازتاب محیط اجتماعی-اقتصادی او است، به نحوی که شخص بیشترین ارزش ذهنی را به آن چیزهایی می دهد که عرضه ی آنها نسبتاً کم است. دیگری فرضیه اجتماعی شدن که در آن، ارزشهای اصلی شخص تا حد زیادی بازتاب اوضاع حاکم در سال‌های قبل از بلوغ وی است (اینگلهارت،1373: 61).

    این دو فرضیه با هم مجموعه ی به هم پیوسته ای از پیش بینی‌های مربوط به دگرگونی ارزشها پدید می آورند: اول، در حالی که فرضیه‌ی کمیابی دلالت بر این دارد که رونق و شکوفایی اقتصادی به گسترش ارزشهای فرامادی می انجامد، فرضیه‌ی اجتماعی شدن مبین این است که نه ارزشهای فردی و نه ارزشهای یک جامعه، یک شبه تغییر نمی‌کند. برعکس، دگرگونی اساسی ارزشها به تدریج و بیشتر به طرز نامریی روی می دهد. این دگرگونی در مقیاس وسیع، وقتی پدید می آید که یک نسل، جانشین نسل مسن تر در جمعیت بزرگسال یک جامعه می‌شود(همان، 77).

به زعم اینگلهارت، حضور مجموعه ای از تغییرات در سطح هر نظامی باعث تغییرات در سطح فردی و به همین ترتیب پیامدهایی برای آن نظام می‌شود. وی تغییرات را در سطح گسترده ای با توسعه اقتصادی و فناوری، ارضای نیازهای طبیعی به نسبت وسیع تری از جمعیت، افزایش سطح تحصیلات، تجارب متفاوت گروههای سنی مثل فقدان جنگ و گسترش ارتباطات جمعی، نفوذ رسانه های جمعی و افزایش تحرک جغرافیایی می داند(همان،5). صنعتی شدن و مدرنیزه شدن، دو مفهوم کلیدی در تغییرات اجتماعی هستند. صنعتی شدن منجر به مدرنیزاسیون و شکل گیری جامعه‌ی مدرن می‌شود.

جامعه‌ی صنعتی، تأکید خاصی بر فناوری و جوانب فناورانه، تغییر اجتماعی در سازمان‌ها واجتماع‌ها داشته است. موضوع مهم دیگر تسلط فرهنگی است که ارزش‌ها و هنجارها در نظام مبتنی بر شکل اجتماعی سرمایه داری، رشد یافته‌اند. بدین ترتیب حداکثری از اعتقادهای اقتصادی، محاسبه گری در سرمایه داری و به طور کلی روابط ابزاری که در جهت سودمندی است، توسعه یافته اند (یوسفی،1383 :44) .

مدرنیزاسیون نیز صرفاً شامل متغیرهای بیرونی نمی‌شود بلکه شامل انتقال عمیق نگرش‌ها، عقاید و رفتار که اجزای فرهنگی محسوب می‌شود نیز می باشد. ارزشهای موجود در جوامع صنعتی رفع نیازها بود اما هم اکنون با ثبات اقتصادی، گرایش به استاندارد های بالاتر زندگی به عنوان نیاز جدید مطرح می‌شود؛ در نتیجه باعث ارزش‌های پست مدرن، مثل علایق زیبا شناختی وخردمندی در جوامع پیشرفته و صنعتی می‌شود ( خالقی فر، 1381: 104و 103 ). در این باره، اینگلهارت می گوید : تحول فرهنگی خیلی وسیعی در فرهنگ معاصر غرب رخ داده است. همچنین وی ابراز می دارد که خیزش: سطوح توسعه‌ی اقتصادی، سطوح بالاتر آموزش، اشاعه‌ی رسانه های جمعی و برخاستن دولت رفاه، منجر به تغییر در مهم ترین ارزشها می‌شود.

در تئوری اینگلهارت مفهوم کانونی مدرنیزاسیون این است که: صنعتی شدن مجموعه ای از نتایج اجتماعی و فرهنگی را به همراه دارد که موجب افزایش سطح تحصیلات وتغییر نقش‌های جنسیتی می گردد. صنعتی شدن بر اغلب عناصر دیگر جامعه، تأثیر می گذارد. بنابراین صنعتی شدن پیامدهای مختلفی از جمله؛ در حوزه‌ی فرهنگی تغییر بین نسلی دارد. تغییر در جامعه صنعتی منجر به تغییراتی در دیدگاه افراد شده است. افزایش تحصیلات رسمی وتجارب شغلی افراد  به آنها کمک می‌کند که استعدادهایشان را جهت تصمیم گیری مستقل افزایش دهند. بنابراین، پیدایش جامعه فرا صنعتی منجر به افزایش و تأکید بیشتر بر خود ابزاری، می گردد (یوسفی ،1383:.44 ) .

اینگلهارت، تغییر ارزشها در جوامع غربی را پیامد غیر ارادی کامیابی اجتماعی – اقتصادی می‌داند. به زعم اینگلهارت از آنجا که کامیابی اقتصادی افزایش یافته و باعث برآورده شدن بهتر نیازهای بنیانی به ویژه در سالهای آخر جوانی است؛ این، به نوبه‌ی خود منجر به ارزشهای ماتریالیست، کمتر از نسلی به نسل دیگر می‌شود و بر این مبنا، اینگلهارت به تأثیر قشر بندی اجتماعی توجه می‌کند. در این منظر خانواده های ثروتمند به نظر می رسد جوانان ماتریالیست کمتری را نسبت به خانواده های فقیر پرورش می دهند (همان، 45) .

اینگلهارت، رابطه امنیت اقتصادی و جانی و افول هنجارهای مذهبی را بررسی می‌کند. وی یکی از عوامل مؤثر بر کاهش ارزشهای سنتی در جامعه‌ی پیشرفته صنعتی افزایش احساس امنیت می داند که این امر نیاز به هنجارهای مطلق را کم رنگ می‌کند. افراد، تحت فشارهای روانی، نیاز به مقررات قابل پیش بینی و خشک دارند زیرا آنها باید از آن چه روی می دهد اطمینان حاصل کنند زیرا در خطر هستند و فاصله شان تا خطا کم است (خالقی‌فر،1381: 101(.

افزایش امنیت، سبب نوعی تغییر ارزش به سمت ارزشهای: سکولار، تحمل بیشتر، اعتماد، آسایش ذهنی و دید فرامادی می گردد. در حالیکه اضمحلال اقتصادی و اجتماعی، جامعه را در جهت مخالف سوق می دهد، از لحاظ نظری افزایش سطح امنیت وجودی، عامل اصلی در تغییر ارزشهای بین نسلی است. زیرا نسل‌ها یک حافظه جمعی دارند که در سنین اولیه‌ی زندگی آنان شکل می گیرد. بنابراین، انتظار تفاوت اساسی بین ارزشهای جوانان و سالمندان در جایی که امنیت باشد، وجود دارد. اینگلهارت و آبرامسون در تئوری تغییر ارزش بین نسلها به افزایش سطح تحصیلات که خود از مؤلفه های مدرنیزاسیون است، تأکید می نمایند (یوسفی ،1383: 46).        

همچنین اینگلهارت یکی از عوامل تأثیر گذار بر شکاف ارزشهای نسل‌ها را جهانی شدن ارتباطات می‌داند. وی می‌گوید می‌بینیم که جوانان در سراسر جهان لباسهایjeans می‌پوشند و به موسیقی پاپ گوش می‌دهند. اما کمتر تفاوتهای ارزشی آشکار است (خالقی فر،1381،  114).

طبق یافته های اینگلهارت اعتماد به یکدیگر همانند رضایت خانوادگی و خوشبختی با سطوح نسبتاً بالای توسعه اقتصادی متناسب است. رضایت از زندگی، رضایت سیاسی، اعتماد به یکدیگر، میزان زیاد بحث سیاسی و حمایت از نظم اجتماعی موجود، همه به همراه هم هستند، آنها نشانه های نگرشهای مثبت را نسبت به جهانی که در آن زندگی می کنند، تشکیل می‌دهند. از نظر اینگلهارت، سطوح نسبتاً پایین رضایت و اعتماد موجب می‌شود که شخص به احتمال زیاد نظام سیاسی موجود را نپذیرد (خالقی فر،1381: 134: اینگلهارت،1373: 41).

بر اساس نتایج تحقيقات انجام شده، اينگلهارت نتيجه مي گيرد كه در كشور هاي  پيشرفته و صنعتي تحولي از ارزشهاي مادي به فرامادي در ميان نسلها رخ داده است و روند اين تحول در جهت كاهش نگرش هاي مذهبي در ميان جوان‌ترها در مقايسه با بزرگ‌ترهاست. به زعم وی جهان بيني بيشتر اديان روز به روز خارج از ادراك و اولويتهاي نسل جوان واقع مي شود.

اينگلهارت، افول دين را ساده انگارانه شناخته و معتقد است نسل جوان در مقايسه با بزرگ‌ترها از بعضي جهات، نظير اهميت معني و هدف زندگي حساسيت بيشتري نسبت به امور معنوي دارند. به عقيده او، زوال ظاهري هنجارهاي اجتماعي، مذهبي و سنتي با تحول ارزشهاي مادي به فرامادي در ارتباط است و به نظر مي رسد؛ هر دو فراگرد، مؤلفه هاي دگرگوني فرهنگي وسيعي باشند كه ويژگي انتقال از جامعه صنعتي به جامعه‌ی فراصنعتي است. تحول به سوي فرامادي گري و افول شكل‌هاي سنتي مذهب، دو چيز همراه هستند زيرا آنها يك علت مشترك دارند: سطوح بي سابقه امنيت فردي در جامعه‌ی پيشرفته صنعتي معاصر كه خود معلول معجزه‌ی اقتصادي پس از جنگ و پيدايش دولت رفاه عمومي است ليكن فرامادي گري و غيرمذهبي شدن، دو پديده‌ی متمايز هستند كه تا حدودي تحت تاٌثير عوامل علّي، متفاوت هستند.

مشاهدات اینگلهارت؛ حاكي از آن است كه جوانان و آنهايي كه ارزشهاي فرامادي دارند با همساني قابل توجهي اهميت كمتري به دين مي دهند (اينگلهارت: 1373 : 220).  در همه‌ی كشور هاي  مورد تحقيق هر چقدر از بزرگسالان به جوانان نزديك مي شويم بر درصدي كه بيانگر كاهش اهميت خدا در زندگي گروه هاي جوان‌تر است افزوده مي شود. ( همان 212).

گلاك و استارك : به نظر گلاك و استارك همه‌ی اديان جهاني به رغم تفاوت در جزئيات داراي ابعادي كلي هستند كه دينداري در آن ابعاد، جلوه‌گر مي شود. ايشان مدل چند بعدي دين داري ارائه كرده و مدعي اند که مدل دينداريشان به رغم زمينه و صبغه‌ی مسيحي و غربي قابليت به بكارگيري و تعميم به هريك از اديان جهاني را دارد.

 (Glock & Stark 1965:14).

    گلاك و استارك دينداري را به چهار بعد اعتقاد مذهبي، اعمال مذهبي، تجربه ديني و دانش ديني تقسيم مي كنند كه البته مجدداً اعمال را به دو مقوله مناسك و پرستش تقسیم می‌کنند. عملاً ابعاد دينداري به پنج بعد تبديل مي شود(Glock & Stark,1970:14-16) لازم به يادآوري است كه گلاك و استارك در كار اوليه شان، پي آمد دينداري با ساير ابعاد را خارج كردند. (Glock & Stark1970: 16)

در بعد دینداری از سنجه‌ی دینداری سراج زاده استفاده گردید که با تغییراتی مدل گلاک و استارک را بر اسلام منطبق کرده است .

مجموعه ای از باورها که «اصول دین» خوانده می شوند، می توان با باورهای دینی تطبیق داد، که عبارتند از اعتقاد به خدا، نبوت حضرت محمد(ص) به عنوان آخرین پیامبر خدا و معجزه اش قرآن و نیز اعتقاد به معاد و روز جزا. اعتقاد به رعایت بعضی از اعمال دینی مثل نمازهای روزانه، روزه داری در ماه رمضان، جهاد علیه دشمنان فعال اسلام، انجام حج واجب، ادای خمس و زکات و امر به معروف و نهی از منکر را هم بخشی از باورهای اسلامی است. اعتقاد به دوازده امام (ع) به عنوان جانشینان بر حق پیامبر(ص) را هم باید به عنوان اعتقاد خاص شیعیان مد نظر قرار داد. هر مسلمانی باید موضع مشخصی در قبال باورهای فوق داشته باشد. در نتیجه، می توان این باورها را برای ساختن بعد اعتقادی دینداری مسلمانان به کار برد.

اعمال دینی(مناسک) شامل نمازهای روزانه، روزه گرفتن در ماه رمضان به عنوان اعمالی واجب برای هر مسلمان بالغ است. خواندن قرآن، شرکت در نمازهای جماعت و جمعه، شرکت در مراسم جشن و عزا در مساجد و یا سایر اماکن دینی هم به طور اکید توصیه می‌شود. این فعالیت‌ها می تواند برای ساختن بُعد مناسکی اسلام، مورد استفاده قرار گیرد.

تا آنجا که به عواطف دینی یا تجربی بر می گردد، در اسلام هم همچون دو دین توحیدی دیگر، مسیحیت و یهودیت، انتظار می رود که معتقدان، عواطف و احساساتی مثل ترس از خدا، توبه و تقرب به خدا، پیامبر (ص)، ائمه و اولیا را تجربه کنند. میزان عمق این تجارب را می‌توان برای سنجش بعد عاطفی- دینداری به کار برد.

در مورد بعد پیامدی، بر طبق دین اسلام، استانداردهای رفتاری فراوانی است که یک مسلمان باید در زندگی روزمره جدی آنها را رعایت کند. بعضی از آنها عبارتند از «حجاب» یا پوشیدن بخش‌هایی از بدن، به خصوص برای زنان، پرهیز از مصرف خوراکی‌ها و آشامیدنی‌های خاص، مثل الکل و گوشت خوک، زیر بار حکومت غیر مسلمانی نرفتن و پیروی از قوانین اسلام در زندگی روزمره، نگرش مسلمانان در مورد این فرامین را می‌توان نشانه‌ای از اثر دینداری آنها در زندگی روزمره شان و یا معرّف بعد پیامدی دینداریشان دانست (سراج زاده، 1384 :169 -165)

در ارتباط با بعد فکری، آشنایی با باورهای اصلی اسلام و قبول آنها با شناخت و آگاهی کامل و نه بر اساس تقلید ناآگاهانه، بر هر مسلمانی واجب است. همچنین بر آنها فرض است که روشهای صحیح عبادات را بدانند و توصیه شده است تا با تاریخ اسلام آشنا بوده و قادر به خواندن قرآن باشند. میزان آگاهی مسلمانان از این موضوعات ممکن است به عنوان معرف بُعد فکری دینداری آنان در نظر گرفت. اما این بُعد را نمی توان معرف معتبری دانست به طوری که برخی از پژوهشگران، گزارش کرده‌اند که این بُعد، حتی برای جوامع غربی هم معرف معتبری برای دینداری نبوده است .

روش تحقیق

         تلفیق رویکرد نظری و تجربی برای شناخت موضوع دینداری، بهترین گزینه می باشد. در این تحقیق از روش اسنادی در تنظیم چارچوب تئوری و از روش پیمایشی در جهت آزمون فرضیات بهره گرفته شده است. بدین ترتیب روش عمده در این تحقیق پیمایشی است و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه و توزیع آن بین جوانان خانواده های تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) شهرستان جهرم می باشد. سئوالات پرسشنامه، عمدتاً توسط نگارنده طرح شده و در دینداری و ابعاد آن از تحقیقات مشابه استفاده گردید. شیوه اجرای پرسشنامه در تحقیق حاضر از نوع حضوری و واحد تحلیل فرد و محل اجرای آن شهرستان جهرم و روستاهای آن می باشد که پرسشگری شده است.

جمعیت آماری، حجم نمونه و شیوه نمونه گیری

  جامعه آماري اين پژوهش، تمامی جوانان دختر و پسر خانواده های تحت پوشش کمیته امداد حضرت امام خمینی (ره) جهرم که در سنین 15 تا 30  سال قرار دارند كه مجموع آنها با توجه به آمار اخذ شده 1692  نفر می باشند. از طریق  فرمول کوکران حجم نمونه  با تعداد 320 نفر تعیین شد و شیوه نمونه گیری در این تحقیق، احتمالی است و از ترکیب شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای مطبق و تصادفی استفاده شده است.

ابتدا نسبت جمعیت شهر جهرم و روستاها سنجیده شد سپس روستا ها به سه بخش سیمکان، کردیان و مرکزی و همچنین منطقه شهری به پنج منطقه جغرافیایی شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز تقسیم شدند. سپس با توجه به آمارهای جمعیتی اخذ شده و نسبت احتسابی در هر بخش به روش قرعه کشی و به طور تصادفی تعدادی از روستاها انتخاب گردید و در روستاهای انتخابی بر حسب لیست اسامی موجود خانواده ها، قرعه کشی صورت گرفت و به صورت تصادفی، ساده، بین جوانان خانواده های تحت حمایت، پرسشنامه توزیع گردید. لازم به ذکر است با توجه به امکان عدم تحویل پرسشنامه، توسط پاسخ گویان و این که حجم نمونه 320 نفر؛ مشخص شده بود، تعداد 330 پرسشنامه توزیع گردید پس از جمع آوری  پرسشنامه ها 15 پرسشنامه‌ی مخدوش حذف و در مجموع 315 پرسشنامه قابل قبول، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

اعتبار و روایی ابزار تحقیق

       در پیش آزمون 51 نفر از جوانان خانواده تحت پوشش کمیته امداد از جمعیت آماری انتخاب و پرسشنامه ابتدایی اجرا شد و سپس با نرم افزار spss برای روایی و اعتبار گویه ها آزمون آلفا و تحلیل عاملی  محاسبه گردید که نتایج آن در جدول ذیل ارایه می‌شود.  

قابل ذکر است که برای افزایش میزان روایی و همچنین افزایش مقدار kmo  و بار عاملی، میزان اشتراک و مقدار ویژه‌ی واریانس حدود ده سوال از مجموعه سوالات حذف شدند. و برای ارزش‌گذاری سوالات آزمون بارتلت در سطح 05/0 > p معناداری انجام گردید. به علاوه میزان بار عاملی 50/0 درصد برای حداقل همبستگی قابل قبول میان هر ارزش و عامل استخراج شده است .

یافته های توصیفی

  • برحسب متغیر جنس 2/27 درصد از پاسخ‌گویان مرد و 3/70 درصد از آنان زن می‌باشند که زنان پاسخ گو دارای بیشترین فراوانی می‌باشند.
  • بر حسب متغیر سن اکثر پاسخ گویان بین سنین 16 تا 20 سال می باشند و میانگین سن پاسخ گویان 59/2 می باشد.
  • برحسب متغیر درآمد حدود 3/48 درصد از پاسخگویان که بیشترین آمار را به خود اختصاص داده  درآمد کمتر از 150 هزار تومان دارند .
  • بر حسب متغیر روابط ابزاری پاسخ گویان به میزان کم و خیلی کم 4/4 درصد و در میزان متوسط 6/40 درصد و در میزان زیاد و خیلی زیاد 7/45 درصد پاسخ داده اند که بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به میزان زیاد و خیلی زیاد می باشد .
  • بر حسب متغیر دینداری در میزان کم و خیلی کم 6/0 درصد و در میزان متوسط 8/3درصد و در میزان زیاد و خیلی زیاد 9/80 درصد پاسخگو بوده اند که بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به میزان زیاد و  خیلی زیاد می باشد.
  • بر حسب متغیر بعد اعتقادی یا دینداری در میزان کم و خیلی کم 3/1 درصد و در میزان متوسط 6/1 درصد و در میزان زیاد و خیلی زیاد 8/90 درصد جواب داده‌اند که بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به میزان زیاد و خیلی زیاد می باشد.
  • بر حسب متغیر بعد عاطفی یا دینداری در میزان کم و خیلی کم 9/2 درصد و در میزان متوسط 3/6 درصد و در میزان زیاد و خیلی زیاد 6/87 درصد پاسخ داده‌اند که بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به میزان زیاد و  خیلی زیاد می باشد.
  • بر حسب متغیر بعد پیامدی (دینداری) در میزان کم و خیلی کم 4/12 درصد و در میزان متوسط 1/25 درصد و در میزان زیاد و خیلی زیاد 9/56 درصد پاسخ داده‌اند که بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به میزان زیاد و خیلی زیاد می باشد.
  • بر حسب متغیر بعد مناسکی یا دینداری در میزان کم و خیلی کم 9/22 درصد و در میزان متوسط 2/50 درصد و در میزان زیاد و خیلی زیاد 5/22 درصد پاسخگو بوده‌اند که بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به میزان متوسط می باشد.
  • بر حسب متغیر تحصیلات بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به پاسخ گویان دارای مدرک دیپلم با 173 نفر می باشد.
  • بر حسب متغیر تعداد افراد خانواده، بیشترین فراوانی پاسخ گویان یعنی 120 نفر مربوط به خانواده های با تعداد  7 الی 9 نفر می باشد.
  • بر حسب متغیر مکان تولد  8/47 درصد از پاسخ گویان شهر و 6/50 درصد در روستا می باشد که اکثر پاسخ گویان در روستا متولد گردیده‌اند.
  • بر حسب متغیر مکان تولد پدر 1/28درصد از پاسخ گویان شهر و 7/69 درصد در روستا می باشد که اکثراً در روستا متولد گردیده‌اند.
  • بر حسب متغیر محل سکونت 5/43 درصد از پاسخ گویان شهر و 2/56 درصد در روستا می باشد که اکثر پاسخ گویان در روستا سکونت دارند.
  • بر حسب متغیر نوع پوشش به میزان کاملاً مخالف و مخالف  25درصد و به میزان تا حدودی موافقم 5/37درصد و به میزان موافقم و کاملاً موافقم 8/29 درصد پاسخ داده‌اند که بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به میزان تا حدودی موافقم می باشد.
  • بر حسب متغیر میزان استفاده از اینترنت و ماهواره در میزان کم و خیلی کم 8/36 درصد و در میزان متوسط 3/33 درصد و در میزان زیاد و خیلی زیاد 7/24 درصد پاسخ داده‌اند که بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به میزان کم و خیلی کم می‌باشد.
  • بر حسب متغیر نظم اجتماعی در میزان کم و خیلی کم 5/2 درصد و در میزان متوسط 7/18 درصد و در میزان زیاد و خیلی زیاد 73 درصد می باشند که بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به میزان زیاد و خیلی زیاد می باشد.
  • بر حسب متغیر تغییر نگرش جنسیتی در میزان کاملاً مخالف و مخالف  5/9 درصد و در میزان تا حدودی موافقم 9/34 درصد و در میزان موافقم و کاملاً موافقم 7/51 درصد می باشند که بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به میزان موافقم و کاملاً موافقم می باشد.
  • بر حسب متغیر سبک زندگی در میزان کاملاً مخالف و مخالف 3/2 درصد و در میزان تا حدودی موافقم 3/6 درصد و در میزان موافقم و کاملاً موافقم 5/84 درصد می‌باشند که بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به میزان موافقم و کاملاً موافقم می‌باشد.
  • بر حسب متغیر جهانی شدن در میزان کم و خیلی کم 7/4 درصد و در میزان متوسط 19 درصد و در میزان زیاد و خیلی زیاد 1/72 درصد می باشند که بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به میزان زیاد و خیلی زیاد می باشد .
  • بر حسب متغیر اعتماد اجتماعی در میزان کم و خیلی کم 6/1 درصد و در میزان متوسط 7/5 درصد و در میزان زیاد و خیلی زیاد 7/87 درصد می باشند که بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به میزان زیاد و خیلی زیاد می باشد .
  • بر حسب متغیر رضایت از زندگی در میزان کم و خیلی کم 2/23 درصد و در میزان متوسط 3/40 درصد و در میزان زیاد و خیلی زیاد 8/29 درصد می باشند که بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به میزان متوسط می باشد.
  • بر حسب متغیر تحرک جغرافیایی در میزان کم و خیلی کم 2/8 درصد و در میزان متوسط 3/26 درصد و در میزان زیاد و خیلی زیاد 60 درصد می باشند که بیشترین فراوانی پاسخ گویان مربوط به میزان زیاد و خیلی زیاد می باشد.

یافته های تبیینی

     به منظور آزمودن رابطه بین متغییر جنسیت، مکان تولد پاسخگو و مکان تولد پدر با دینداری و ابعاد آن از آزمون تفاوت میانگین ها یعنی T.test استفاده شده است در جدول ذیل نشان می‌دهد که در بعد پیامدی مکان تولد پدر، مکان تولد پاسخگو و محل سکونت فعلی تفاوت معنادار وجود دارد. همچنین بین بُعد اعتقادی و جنسیت تفاوت معنادار ملاحظه می گردد.

           جدول تفاوت میانگین بین متغییرهای مستقل با دینداری و ابعاد آن

متغییرهای مستقل

 

دینداری

مکان تولد پدر پاسخگو

مکان تولد پاسخگو

مخل سکونت فعلی پاسخگو

جنسیت

t

df

sig

t

df

sig

t

df

sig

t

df

sig

دینداری

094/0

266

925/0

159/0-

 

267

874/0

524/0-

226

601/0

3/1-

264

180/0

بعد اعتقادی

069/0-

 

291

945/0

442/0

293

659/0

208/0

292

835/0

5/2-

290

011/0

بعد عاطفی

770/0

301

442/0

549/0

303

583/0

998/0

302

319/0

8/1-

300

061/0

بعد پیامدی

4/2-

294

013/0

9/1-

295

055/0

04/3-

294

003/0

1-

292

309/0

بعد مناسکی

1

297

315/0

287/0

299

774/0

723/0-

298

470/0

3/1

296

190/0

 

       از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه برای متغییرهای نوع خانواده، شغل پاسخگویان و تحصیلات پاسخگویان استفاده شد که نتایج حاصله از آزمون F در جدول ذیل آمده است. نتایج، بیانگر تفاوت معنادار بین شغل پاسخگویان با بعد عاطفی دینداری است و همچنین تفاوت معنادار بین تحصیلات با بعد پیامدی دینداری می باشد.

              جدول تفاوت میانگین بین متغییرهای مستقل و دینداری و ابعاد آن

  متغییر مستقل

 

دینداری

نوع خانواده

شغل پاسخگویان

تحصیلات پاسخگویان

F

Sig

F

sig

F

sig

دینداری

6/1

084/0

5/1

178/0

719/0

541/0

بعد اعتقادی

4/1

161/0

1/2

063/0

581/0

628/0

بعد عاطفی

4/1

157/0

3

012/0

4/1

231/0

بعد پیامدی

813/0

627/0

8/1

111/0

8/2

040/0

بعد مناسکی

3/1

207/0

60/0

693/0

660/0

577/0

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    به منظور بررسی رابطه‌ی بین متغییر های مستقل و وابسته از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج آزمون بیانگر رابطه معنادار بین استفاده از اینترنت و ماهواره، نظم اجتماعی، جهانی شدن و اعتماد اجتماعی با برخی از ابعاد دینداری است. جدول ذیل بیانگر میزان همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته می باشد .

جدول ضریب همبستگی متغییرهای مستقل و دینداری و ابعاد آن                                                      

بعد مناسکی

بعد پیامدی

بعد عاطفی

بعد اعتقادی

دینداری

    همبستگی پیرسون

                     متغییر وابسته          متغییرمستقل         

040/0

499/0

284

180/0-

003/0

279

016/0

792/0

283

036/0

551/0

376

036/0-

572/0

255

ضریب همبستگی

معناداری

تعداد

نوع پوشش

225/0-

000/0

289

240/0-

000/0

288

273/0-

000/0

289

343/0-

000/0

283

423/0-

000/0

262

 

ضریب همبستگی

معناداری

تعداد

استفاده از اینترنت و ماهواره

279/0

000/0

285

031/0

602/0

285

297/0

000/0

289

152/0

011/0

282

228/0

000/0

259

ضریب همبستگی

معناداری

تعداد

نظم اجتماعی

130/0

027/0

290

096/0

107/0

286

071/0

225/0

294

008/0

898/0

283

115/0

064/0

260

ضریب همبستگی

معناداری

تعداد

نگرش جنسیتی

167/0

004/0

293

043/0

464/0

290

188/0

001/0

295

245/0

000/0

286

275/0

000/0

264

ضریب همبستگی

معناداری

تعداد

متغییر جهانی شدن

093/0-

123/0

278

088/0-

144/0

276

034/0

568/

278

028/0

642/0

273

083/0-

191/0

252

ضریب همبستگی

معناداری

تعداد

 

روابط ابزاری

176/0

003/0

288

076/0

202/0

287

223/0

000/0

290

182/0

002/0

282

179/0

044/0

260

ضریب همبستگی

معناداری

تعداد

اعتماد اجتماعی

184/0

002/0

286

041/0

496

280

025/0-

670/0

285

047/0-

433/0

279

082/0

189/0

258

ضریب همبستگی

معناداری

تعداد

رضایت از زندگی

099/0-

093/0

289

244/0-

000/0

290

106/0

071/0

290

148/0

013/0

282

021/0-

735/0

264

ضریب همبستگی

معناداری

تعداد

تحرک جغرافیایی

012/0

837/0

294

054/0

356/0

290

005/0

937/0

299

007/0-

902/0

289

036/0

562/0

263

ضریب همبستگی

معناداری

تعداد

سن

124/0-

086/0

191

152/0-

036/0

192

024/0

747/0

192

085/0

247/0

187

037/0-

634/0

171

ضریب همبستگی

معناداری

تعداد

در آمد ماهیانه

    

 برای معادله، پیش بینی دینداری و ابعاد آن و به منظور شناسایی متغیرهای مستقلی که دارای بیشترین اثر گذاری بر دینداری و ابعاد آن هستند از رگرسیون چند متغیری با روش Enter استفاده شده، بدین ترتیب تمامی متغیرهای مستقل این پژوهش وارد معادله شدند که نتایج حاصله در جدول ذیل آمده است .


 

 

         آماره رگرسیون

ابعاد دینداری

R

R2

adj

R

متغیر مستقل

b

Bata

Sig

دینداری

565/0

319/0

310/0

استفاده از اینترنت و ماهواره

نظم اجتماعی

835/0-

416/0

341/0-

138/0

000/0

012/0

بعد اعتقادی

550/0

303/0

298/0

استفاده از اینترنت وماهواره

سبک زندگی

277/0-

624/0

254/-

448/0

000/0

000/0

بعد عاطفی

507/0

257/0

249/0

استفاده از اینترنت وماهواره

سبک زندگی

نظم اجتماعی

071/0-

282/0

124/0

126/0-

397/0

185/0

000/0

000/0

012/0

بعد پیامدی

308/0

095/0

088/0

رضایت از زندگی

نظم اجتماعی

197/0

351/0

154/0

250/0

000/0

000/0

بعد مناسکی

340/0

120/0

110/0

نوع پوشش

استفاده از ماهواره و اینترنت

تحرک جغرافیایی

107/0-

225/0-

163/0-

153/0-

318/0-

166/0-

009/0

000/0

005/0

 

جدول نتایج آزمون تحلیل و ضریب رگرسیونی دینداری  و ابعاد آن  و متغیرهای مستقل

 

         در بعد دینداری متغییرهای استفاده از اینترنت و ماهواره با ضریب استاندارد منفی و نظم اجتماعی توانسته اند 9/31درصد از تغییرات را تبیین کنند. در بعد اعتقادی نیز 3/30 در صد از تغییرات با دو متغییر استفاده از اینترنت و ماهواره و سبک زندگی قابل تبین می باشد. در بعد عاطفی نیز سه متغییر استفاده از اینترنت، سبک زندگی و نظم اجتماعی با 7/25 % از تغییرات قابل پیش بینی است و مابقی تغییرات مربوط به متغییرهایی می باشد که در این تحقیق لحاظ نشده اند. در بعد پیامدی نیز 095/ درصد از تغیرات ناشی از دو متغییر رضایت از زندگی و نظم اجتماعی است و در بعد مناسکی 12درصد از کل تغییرات با سه متغییر نوع پوشش، استفاده از اینترنت و تحرک جغرافیایی است.


 

نتیجه

     دین، نظامی با ابعاد اعتقادی ، مناسکی ،  عاطفی و پیامدی است که ناظر بر امر قدسی می‌باشد و مایه پیوستگی انسانها و جامعه اخلاقی را  بنیان می نهد. به طوری که ارزشهای دینی مهمترین عامل تعیین کننده نظام ارزشی جامعه معرفی می‌شود (Mult, 1996 : 358) .

    یافته های تحقیق بیانگر مقبولیت و پذیرش عموم پاسخگویان در بعد اعتقادی و بعد عاطفی دینداری می‌باشد در حالی که بعد مناسکی و پیامدی از اقبال کمتری در بین پاسخگویان برخوردار می باشد که منجر به کاهش نفوذ نگرشهای سنتی به دین است .

      همان گونه که در یافته های تبینی ملاحظه شد بین جنسیت و دینداری در بعد اعتقادی تفاوت معنادار وجود دارد و میانگین دینداری زنان 23 است در حالیکه برای مردان 9/21 می‌باشد. آن چه که در تحقیقات مختلف آمده است بیانگر تفاوت دینداری بین زنان و مردان می‌باشد از جمله: تحقیقات هیس که خصوصیات فردی مثل جنس و تحصیلات و شغل و طبقه اجتماعی را عوامل موثر بر دینداری می داند (Hayes, 1995:465). در اینجا نیز در بعد اعتقادی قابل تایید است؛ باید متذکر شد که در متغییر دینداری، تفاوتی بین دو جنس وجود ندارد و این بیانگر دینی بودن جامعه و همچنین آموزش‌های همسان، هر دو جنس که از طریق کانال‌های مختلف اجتماعی دریافت می کنند، است.

    بین مکان تولد پدر و محل سکونت فعلی پاسخگو با بعد پیامدی دینداری با میانگین شهر 4/9 و برای روستا 3/10 تفاوت معنادار نشان می دهد با این توصیف شهر نشینان از وضعیت دینداری کمتری برخوردارند. از آنجا که جریان عقلانیت گرایی بر حسب کاهش توجه به فرهنگ سنتی در شهرها با پدیده‌ی مدرن شدن در حال افزایش است و شاید گسترش نگرشهای شخصی نسبت به دین در مقایسه با جامعه روستایی این نتیجه را ایجاب کرده است.

     بین شغل پاسخگویان و بعد عاطفی تفاوت معنادار ملاحظه شد براساس تحقیقات انجام شده از جمله هانس برگر، هولم و بنگستون بین شغل و طبقه اجتماعی در دینداری تفاوت وجود دارد( Mumford eatal, 1993:263) )که این تحقیق حداقل در بعد عاطفی تایید می‌شود.

     بین تحصیلات با بعد پیامدی نیز تفاوت معنادار مشاهده شد. طبق تحقیقات انجام شده توسط بلا، لاند و ردینگ تحصیلات بر دینداری موثر است (Reddi, 1992:349 Blau,Land,). به علاوه اینگلهارت و آبرامسون در تئوری تغییر ارزش بین نسل‌ها به افزایش سطح تحصیلات که خود از مولفه های مدرنیزاسیون است؛ تاکید می‌نمایند (یوسفی، 1383:46). در این جا نیز کسانی که تحصیلات بالاتری داشتند؛ برحسب تفاوت میانگین‌ها در بعد پیامدی ضعیف‌تر از دارندگان تحصیلات پایین می باشند.

   از آنجا که شکاف بین نسل‌ها امری پیچیده و با ابعاد متعدد است که از عوامل و سطوح مختلف، متاثر می‌شود، در اینجا از نظر جوانان؛ عوامل شکاف نسلی تحت عنوان نوع پوشش، استفاده از اینترنت و ماهواره، نظم اجتماعی، نگرش جنسیتی، جهانی شدن، روابط ابزاری، اعتماد اجتماعی، رضایت از زندگی و تحرک جغرافیایی، مطرح شده که با دینداری در ابعاد متعدد، رابطه معنادار دارند. بیشترین رابطه‌ی بین استفاده از اینترنت و ماهواره با رابطه‌ی منفی است و همچنین نطم اجتماعی در بیشتر ابعاد دارای رابطه می باشد. با توجه به اندیشه‌ی اینگلهارت که تغییرات با توسعه اقتصادی، افزایش سطح تحصیلات ،گسترش ارتباطات جمعی، نفوذ رسانه های جمعی و افزایش تحرک جغرافیایی صورت می پذیرد که بر ارزش‌ها و هنجارها تاثیر گذار ند. اینگلهارت  معتقد است: افزایش امنیت اقتصادی، جانی و افول هنجارهای مذهبی گرایش به نوعی ارزشهای سکولار به وجود می آورد.

بر اساس تحقيقات انجام شده، توسط اينگلهارت در كشور هاي  پيشرفته و صنعتي تحولي از ارزش‌هاي مادي به فرامادي در ميان نسل‌ها رخ داده است و روند اين تحول در جهت كاهش نگرش هاي مذهبي در ميان جوان‌ترها در مقايسه با بزرگ‌ترهاست. به زعم وی جهان بيني بيشتر اديان روز به روز خارج از ادراك و اولويتهاي نسل جوان واقع مي شود. در عین حال اينگلهارت افول دين را ساده انگارانه شناخته و معتقد است نسل جوان در مقايسه با بزرگ‌ترها از بعضي جهات نظير اهميت معني و هدف زندگي، حساسيت بيشتري نسبت به امور معنوي دارند. به عقيده او، زوال ظاهري، هنجارهاي اجتماعي، مذهبي و سنتي با تحول ارزشهاي مادي به فرامادي در ارتباط است و به نظر مي رسد هر دو فراگرد؛ مؤلفه هاي دگرگوني فرهنگي وسيعي باشند كه ويژگي انتقال از جامعه صنعتي به جامعه فراصنعتي است. مشاهدات  اینگلهارت؛ حاكي از آن است كه جوانان و آنهايي كه ارزشهاي فرامادي دارند با همساني قابل توجهي، اهميت كمتري به دين مي دهند (اينگلهارت  1373 : 220).  در همه‌ی كشور هاي  مورد تحقيق هر چقدر از بزرگسالان به جوانان نزديك مي شويم بر درصدي كه بيانگر كاهش اهميت خدا در زندگي گروه هاي جوان‌تر است افزوده مي شود. ( همان، 212). اما در این پژوهش به طور واضحی، جوانان، دیندار هستند و نمی توان افول دین را در آنان مشاهده کرد.

بر حسب نتایج رگرسیونی متغییرهای استفاده از اینترنت و ماهواره و نظم اجتماعی دارای بیشترین ضریب استاندارد است و میزان ضریب تعیین 319/0 میباشد. در اینجا اندیشه‌ی اینگلهارت مورد تامل قرار می گیرد .

پشنهادات

  • رسانه های جمعی می توانند نقش بسزایی ایفا نمایند و با اطلاع رسانی در این زمینه، جوانان را  نسبت به برطرف کردن مشکلات، آگاه کنند که پخش سریال فاصله ها در تابستان 89  را می توان نمونه ای از کار رسانه جمعی نام برد. 
  • مساجد، تکایا، پایگاههای مقاومت بسیج و ... مکان‌های مهمی در هر منطقه به شمار می‌آیند  که می‌توانند در این زمینه، یاری رسان باشند.
  • مسؤلین کمیته امداد حضرت امام خمینی (ره) با برنامه ریزی وسیع تر نسبت به گذشته در جهت بالا بردن سطح فرهنگی و اجتماعی، می توانند مشارکت پررنگ تری در دینداری جوانان داشته باشند.

 

منابع

1- آزاد ارمکی، تقی، شکاف بین نسلی در ایران، نامه انجمن جامعه شناسی ایران، شماره4، 1380.

  1. اسماعیلی،رضا، فرهنگ و فاصله نسلی در شهر اصفهان،فرهنگ اصفهان،شماره 19، 1380.  
  2. الیاده ،میرجا، دین پژوهی، ترجمه بهاالدین خرمشاهی، تهران : پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی 1375.
  3. اينگلهارت، رونالد، تحول فرهنگي در جامعه پيشرفته صنعتي، ترجمه مريم وتر، تهران:  انتشارات كوير، 1373 .
  4. تیموری، کاوه ،بررسی مقایسه نظام ارزشهای پسران و پدران و عوامل موثر برآن در شهر تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران ،1377.
  5. خالقی فر ،مجید ،بررسی ارزشهای مادی – فرامادی دانشجویان دانشگاههای تهران ،عوامل موثر بر آن و رابطه آن با برخی از نشانگان فرهنگی، پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران : دانشگاه شهید بهشتی، 1381.
  6. سراج زاده، سیدحسین، چالشهای دین و مدرنیته(مباحثی جامعه شناختی در دینداری و سکولار شدن)، تهران: طرح نو، 1384.
  7. کوزر، لوئیس، (1369) " زندگی و اندیشه بزرگان جامعه شناسی " ترجمه محسن ثلاثی، تهران: انتشارات علمی.
  8. یوسفی ،نریمان، شکاف بین نسلها (بررسی نظری و تجربی )، تهران: انتشارات پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی، 1383.
  9. روزنامه اعتماد ،29/10/81 .
  10. Blau Judith R. Land Kenneth c. & Redding kent (1992) The Expansion of religious affiliation : An explanation of the Growth of church participation in the united ststes , 1850 – 1930. Social science research , vol.21,pp329-352.
  11. Glock, Charles Y.Rodney Stark (1965) Religious commitment : A behavioral investigation, survey research center, university of California, Berkeley.
  12. Hamilton malcom B. (1995) The sociology of religion Theoretical and comparative perspectives , Routledge , London and New York .
  13. Hayes Bernadette C. (1995) Religious identification and moral attitudes : The British case, British Journal of sociology , vol.46, no.3,pp457-474.
  14. Mumford , Michael D. Snell Andrea F. Hein Michael B. (1993) Vareties of religious experience : continuity and change in religious involvement , Journal of personality vol .61,n0.2,pp265-297.
  15. Mutlu , kayan (1996) Examining religious belies among university students in Ankara ,British , journal of sociology , vol. 47,no.2 ,pp353- 359.
  16. Wallace R uth A. Wolf Alison (1986) "Contemporary sociological theory : continuing the classical tradition " Prentice- Hall,inc,Englewood eliffs, New Jersey.
  17. Wehmeier, Sally and Ashbly,Michael (2000) ,Oxford:Advanced Learner's Dictionary (sixth edition),oxford university press.

 

 

 
 

قرآن آنلاين

آمار بازديدکنندگان

mod_vvisit_counterامروز183
mod_vvisit_counterاین ماه2251
mod_vvisit_counterکل بازدیدها445513