اسوه های هدایت

 

 

چرا قرآن به زبان عربي نازل شده است؟

چرا قرآن به زبان عربي نازل شده است؟

(زبان بین المللی اسلام عربی است و هرمسلمان باید در حد نیاز و ضرورت آن را بیاموزد مثل خلابانانی که جملگی در کارشان زبان انگلیسی را زبان بین المللی خود میدانند

دیگر دلایل

    1-   باتوجه به روحيه خاص مردم عربستان و خوي تعصب و جاهليت و ناداني که با اعتقادات آنان عجين گشته بود و نيز با زبان عربي به خوبي آشنايي داشتندو به آن شعر مي سرودند و نثر مي نوشتند و باهم رقابت ادبي داشتند، اگر زبان قرآن، زبان ديگري غير از زبان عربي بود يقينا لجاجت با قرآن و آوردن آن مضاعف مي شد و از آنجا که قرآن کريم کلام خدا است و کلام خدا بايد با روشن ترين وجه بيان شود و هيچ گونه ابهام و گنگي نداشته باشد لذا قرآن به زبان عربي نازل گرديده تا زمينه براي بهانه جويان فراهم نباشد.

قرآن کريم مي فرمايد: “وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قرآنا أَعْجَمِيًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ.” (1 )اگر اين قرآن را گنگ و مبهم نازل مي کرديم آنها مي گفتندچرا آياتش روشن و مشروح بيان نشده است.

در اين آيه اعجمي در مقابل عربي قرار گرفته و به معناي کلام غير فصيح است.    

2- فرستادن رسولان و پيامبران الهى به سوى اقوام و ملت هاى گوناگون، جز به زبان آن ها صورت نگرفته و اين هم زبانى هر پيامبر با قوم خويش، يك اصل كلى و فراگير بوده است:

وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُول إِلاّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ (2 ) و ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم تا -  حقايق را -  براى آنان بيان كند.

اين قاعده ى كلى در فرستادن رسولان الهى، در زمينه انزال كتب آسمانى نيز جارى گشته است:

وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قرآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها (3 ) و بدين گونه  «  قرآن عربى » به سوى تو وحى كرديم تا - مردم - مكه و كسانى را كه پيرامون آنند، هشدار دهى.

بنابراين، عربى بودن قرآن امرى طبيعى مى باشد; چرا كه پيامبر از ميان قومى برانگيخته شد كه زبانشان عربى بود. مخاطبان اوليّه ى پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله ) و قرآن كريم، مردم منطقه مكه و اطراف آن بودند، گرچه در مراحل بعدى، رسالت، جهانى و دعوت همگانى شد  (هدى للناس ) ليكن معقول نيست كه قرآن به زبانى كه اولين مخاطبان و نزديكان پيامبر با آن بيگانه هستند، نازل شود، به بيانى ديگر معنا ندارد كه پيامبرى در ميان جامعه اى به رسالت مبعوث شود، ولى كتاب آسمانى او به زبان جامعه ى ديگرى باشد و مخاطبان نخستين او نتوانند از آن بهره اى ببرند.

خداوند در ارسال پيامبران و ابلاغ پيام‏هاى خويش همين رويه را تأييد کرده و به کار گرفته است: "و ما أرسلنا مِن رسول إلاّبلسان قومه ليبيّن لهم فيضلّ اللَّه مَن يشاء و يهدى مَن يشاء و هو العزيز الحکيم" (4 )ما هر فرستاده‏اى را با زبان مردمش فرستاديم تا بتواند حقايق را براى آنان به روشنى بيان کند. پس خداوند هر کس را بخواهد، گمراه و هر کس را بخواهد، هدايت مى‏کند و او شکست ‏ناپذير و فرزانه است.

3- زبان شناسان عقيده دارند كه زبان عربى داراى امتيازاتى است كه در ساير زبان ها نيست; قواعد آن قياسى تر از ساير زبان هاست. اشتقاق كلمات و واژه هاى آن بيش از ساير زبان هاست.براى مثال افعال در زبان عربى به جاى شش صيغه، چهارده صيغه دارند; تمام اسم ها مؤنث و مذكر دارند و افعال و ضماير و صفت ها مطابق آن ها مى باشند. دستور زبان و علم فصاحت و بلاغت آن نيز، اين زبان را از ديگر زبان ها ممتاز مى سازد; از اين رو در باره ى زبان عربى قرآن، مي فرمايد: نزل به رو ح الامين علي قلبك لتكون من المنذرين بلسان عربي مبين  ( 5 ) نازل نمود جبرئيل امين بر قلب تو به زبان عربي آشكار .

در روايتى آمده است:

 «  يبيّن الألسن و لا تبيّنه الألسن (6 ) عربى فصيح، از واژه ها و ساختارى برخوردار است كه گويايى ديگر زبان ها را دارد، در حالى كه زبان هاى ديگر گويايى زبان عربى را ندارند ».

در تفسير نورالثقلين در تفسير “بلسان عربي مبين” شخصي به نام حجال از امام صادق (ع ) سوال نمود. ايشان فرمودند: يعني آن زبان ها را روشن مي کند و آن را زبان ها روشن نمي کنند. ( 7)

در تفسير نمونه تفسير آيه “ نزل به الروح الامين ... بلسان عربي مبين" (8 ) مي نويسد براي اينکه جاي هيچ گونه عذر و بهانه اي براي کسي باقي نماند “آن را به زبان عربي آشکار نازل کرد.

در تفسير علي بن ابراهيم در فضيلت و برتري عجم بر عرب در پذيرش قرآن آمده است: از امام صادق (ع ) به نقل است: که درباره آيه “ولو نزلنا علي بعض الاعجمين” ... فرمودند: اگر قرآن بر عجم نازل شده عرب به آن ايمان نمي آورد و اين براي عجم فضيلتي است .

4- اهميت و سوق الجيشى بودن سرزمين حجاز و مناسب بودن اين منطقه براى نشر اسلام نسبت به ديگر مناطق جهان و حكمت هاى ديگرى باعث شد اين سرزمين خاستگاه بعثت پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله ) باشد. سخنورى و به رخ كشيدن سخنان ادبى و اشعار زيبا، سرزمين مكه و اطراف آن را به ميدان هماوردى ساكنانش ـ در اين زمينه ـ تبديل كرده بود، و از سويى حكمت الهى اقتضا داشت كه معجزه ى پيامبر متناسب فن و علم رايج در آن زمان و مكان باشد; همان گونه كه در معجزه هاى پيامبران ديگر، اين مصلحت رعايت شده است.

در چنين شرايطى بهترين معجزه، آوردن كتابى است كه با سخنان شيوا و دلنشين، برترى خود را بر قوى ترين و زيباترين سخنان آن دوران آشكار كند.

از آن جا كه دين اسلام آخرين و كامل ترين دين آسمانى است، لازم است قرآن كه معجزه ى جاويدان و ماندگار چنين دينى است، براى بهره مند شدن انسانها در همه ى زمان ها، به زبانى نازل شود كه بر اساس اعجاز در فصاحت و بلاغت در مقام تحدى بر آمده و نه تنها مردم صدر اسلام را، بلكه همه ى انسان ها را در همه دوران و همه مكان ها به هماوردى و آوردن نمونه ى كوچك مانند قرآن فرا بخواند، و بر اساس آنچه كه در نكته ى دوم گذشت، بهترين زبانى كه بتواند اين هدف را دنبال كند، زبان عربى است.

5- با توجه به حكيم بودن خداوند و اين كه او خالق و معلم زبان انسان هاست و مرتبه هاى استوارى و كيفيت زبان ها را مى داند، نازل شدن قرآن به زبان عربى چيزى جز مقتضاى مصلحت و حكمت الهى نيست.

كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيم خَبِير; ( 9 ) اين كتابى است كه آياتش استحكام يافته، سپس تشريح شده، از نزد خداوند حكيم و آگاه - نازل گرديده است .

 

پاسخي ديگر:

از بديهيات است که هر رسولي با يد به زبان قوم خود سخن گويد و مگر غير ازاين هم راه ديگري سراغ داريد که فردي از ميا ن قومي بخواهد ابلاغ وحي کند و به زبان قوم ديگري سخن گويدو انتظار داشته باشد که حرف هايش را بفهمند و گوش دهند و ايمان آورند .همين نکته در اشکال کفار که مطالب قرآن را گفته فردي رومي يا ايراني مي دانستند ديده مي شود . حال فرض کنيم که زبان قرآن هم به رومي يا ايراني بود چگو نه کسي قبول مي کرد که اين تهمت است و اصل و ريشه ندارد ....تمام اين سوالات از طرف کساني است که زبان آنها عربي نيست .

از طرف ديگر چنانچه قرآن به هر زبان ديگري ميبود همين سوالات باقي بود واکنون در جهان علم ترجمه متون رايج است ومشکلي هم ندارد - اين هم به خاطر عدم ظرفيت انسان و زبانهاي بشري است .

(1)- فصلت /44

(2)- ابراهيم/4

(3)- شوري /7

(4)- ابراهيم/4

(5)- شعرا /193- 195

(6)- اصول كافى، ج2، ص637، كتاب فضل القرآن

(7)- نورالثقلين، ج 4، ص 65، فصلت، آيه 44

(8)- تفسيرنمونه، ج 15، ص 347

(9)- هود/ 1

 
 

قرآن آنلاين

آمار بازديدکنندگان

mod_vvisit_counterامروز242
mod_vvisit_counterاین ماه1155
mod_vvisit_counterکل بازدیدها602012