اسوه های هدایت

 

 

چرا با اين همه توجهي که به قرآن وجود دارد باز قرآن مهجور است؟

چرا با اين همه توجهي که به قرآن وجود دارد باز قرآن مهجور است؟

مگر نه اينکه در هر خانه اي چندين قرآن با خطها و ترجمه هاي گوناگون وجود دارد! شب قدر، قرآن به سر مي‌گيريم و  »  بك يا الله « مي ‌گوييم! مسافر را هم از زير قرآن رد مي‌كنيم! آياتش را هم به عنوان كاشي‌ كاري و زينت در محراب‌ها و ضريح‌‌ها و حرم‌ها و مساجد مي‌نويسيم! گاهي آيات مهم را نيز با خط خوش بالاي معابر و مکان ها مي زنيم! اما هنوز هم قرآن مهجور هست! يعني چي که قرآن مهجور مانده؟ اصلا آيا قرآن مهجور است؟ چه راهي براي بيرون آوردن قرآن از مهجوريت وجود داره؟

 خلاصه جواب در وصیت امیر المو منین (علی السلام) آمده که میفرمایند والله الله في القرآن لا يسبقكم بالعمل به غيركم.

 خدا را خدا را در توجه به قرآن; نكند كه ديگران در عمل به آن از شما پيشى گيرند.

بحث مهجوريت قرآن، برگرفته از آيه 30 سوره فرقان است:

وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقرآن مَهْجُوراً  (1)

و پيامبر عرضه داشت:  «  پروردگارا! قوم من قرآن را رها كردند»

اين آيه، بيانگر شکايت پيامبر اکرم  (ص ) به درگاه خداوند سبحان است که از مهجور ماندن قرآن توسط امتش شکايت نموده است. در اينکه اين شکايت در دنيا صورت گرفته يا در آخرت صورت مي گيرد مفسران دو قول دارند: برخي مانند علامه طباطبايي (2) قائلند در قيامت رخ خواهد داد و برخي ديگر مانند استاد مکارم  (3) قائلند که اين شکايت در دنيا صورت گرفته است. 

منظور از  «  قوم » در اين آيه، امت پيامبر است و شکايت از قوم به اعتبار خطاکاران آنها و مهجور کنندگان قرآن است. «  مهجورا » از ماده هَجر  (به معناي ترک کردن ) است.

کتابي محبوب اما مهجور:

قرآن در بين ما حضور دارد و محبوب است؛ اما عملا مهجور است. مردم قرآن را تلاوت مي ‌كنند و تا اندازه‌اي با آن آشنا هستند، امّا بيشتر آن را براي ثواب مي خوانند و اين در فرهنگ عمومي ما رايج است؛ هرکس خارج از وقت اذان، صداي تلاوت قرآن را بشنود، تصور مي ‌كند كسي از دنيا رفته و براي او مراسم ختم گرفته اند! در حقيقت خيلي از مواقع، خواندن قرآن در نزد عموم يادآور مرگ است، چرا كه وقتي مردم عزيزي از دست مي‌دهند، با تدارك حجله و گذاشتن نوار قرآن از طريق بلندگو، حزن و اندوه خود را ابراز مي‌ دارند...

سؤال اينجاست که چرا چنين کتاب محبوبي مهجور مانده و غبار غربت بر آن نشسته؟ با اين مقدمه کوتاهي به برخي عوامل مهجوريت و نيز برخي راهکارهاي مهجوريت زدايي از قرآن اشاره اي مي کنيم.

برخي عوامل مهجوريت قرآن:

1- نگرش تك بعدي به قرآن:

برخي با نگرش تك بعدي به قرآن، گمان كرده‌اند که قرآن مجموعه‌اي از احكام فردي و توصيه‌هاي اخلاقي است كه پيروانش را به يك سري توصيه‌هاي اخلاقي، عبادي و فردي دعوت نموده است. غافل از آن كه قرآن در زمينه‌هاي گوناگون از جمله مباحث اخلاقي، سياسي، اجتماعي، حكومتي، تربيتي، جامعه شناسي، فقهي، اقتصادي و ... دستور العمل هاي لازم را به پيروان خود ارائه نموده است و اين نگاه تک بعدي به قرآن، يکي از عوامل مهم مهجوريت آنست.

2- عدم آشنايي عمومي با معارف و آموزه هاي قرآني

3- آموزش نادرست يا ناکافي تعليمات قرآني

4- انحصار عملي در استفاده از قرآن در مراسم ختم و مسابقات قرآني و ...

و ...

راههاي مهجوريت زدايي از قرآن:

1- آشنايي با معارف و آموزه هاي قرآني و ترويج صحيح آن:

قرآن، كتاب زندگي و عمل و برنامه انسان سازي است و اين چيزي است که عموما از آن غافليم.

باور اين مطلب، اولين قدم در راه مهجوريت زدايي از اين تحفه آسماني است. براي رسيدن به چنين باوري هم لازم است که معارف قرآني توسط قرآن پژوهان و حاملان و عاملان به آن، در سطح جامعه منتشر شود و عموم افراد را با فرهنگ و معارف قرآني آشناتر نمود...براي آشنايي اجمالي با مفاهيم آيات پيشنهاد مي شود تفسيري که با متني ساده و روان، دست کم بخشي از معاني و مفاهيم قرآني را نگاشته است مطالعه شود.

2- اعتقاد و باور جامعه به الگو بودن قرآن در تمام ابعاد زندگي

اين مطلب نتيجه مورد قبلي است يعني با آشنايي و ترويج فرهنگ قرآني، مي توان اين باور عمومي را ايجاد نمود که قرآن کتابي کامل براي برنامه زندگي است؛ هم در بخش فردي و هم در بخش اجتماعي... نگاهي به تاريخ در قرون اوليه اسلام اين واقعيت را براي ما اثبات مي کند. مسلمانان سده هاي نخستين هجري با الهام از تعاليم انسان ساز قرآن توانستند قدرت آن روز جهان را در اختيار بگيرند و حتي در بسياري از علوم و دانش ها پيشرو و برتر از ساير جوامع باشند؛ نگاهي به تاريخ در قرون اوليه اسلام اين واقعيت را براي ما اثبات مي کند.

3- تصحيح فرهنگ استفاده از قرآن:

يک فرهنگ نامناسب که در بين بيشتر افراد جامعه رايج است انحصار عملي استفاده از قرآن در مجالس ترحيم و فاتحه و مسابقات قرآني و سفره عقد و مانند آنست! گويي هنوز اين باور در ما ايجاد نشده که قرآن برنامه چگونه زيستن را به ما مي آموزد! چگونه بخوريم، چگونه بپوشيم، چگونه راه برويم، چگونه با ديگران معاشرت نماييم، مسائل مربوط به خانواده و جامعه و سياست و اقتصاد و ... را با چه ميزان و ملاکي برنامه ريزي نماييم و دهها مطلب اساسي ديگر که خط مشي يک مسلمان در چگونه زيستن را تعيين مي کند و پاسخ تمام اينگونه مسائل در قرآن آمده... بايد اين انحصار را بشکنيم و قرآن را از دل مقبره ها و مجالس ترحيم به بيرون سوق دهيم! به خانواده، به مدرسه، به دل فيلمها و کتابها و مجلات خواندني، به دنياي مجازي اينترنت و دنياي خيالي تصويرها و دنياي واقعي خودمان ...

4- عمل کردن دست اندرکاران قرآن به دستورات قرآن:

يکي از عوامل مهم که در مهجوريت زدايي از قرآن مي تواند بسيار تاثيرگذار باشد، اين است که حافظان، قاريان، مفسران و تمام کساني که در اين بخش فعاليت دارند، عامل به قرآن باشند. اين افراد که معمولا در جامعه به عنوان افراد الگو مطرح هستند، خود بايد از عاملان به دستورات قرآن باشند و ساير مردم اين خوشبختي و سعادتي را که، در سايه عمل به قرآن به دست مي آيد، درزندگي اين افراد ببينند تا بقيه هم نسبت به آن تمايل و رغبت پيدا کنند. روشن است که اگر دست اندرکاران علوم قرآني، قرآن را در زندگي خود پياده نکنند، خواسته يا ناخواسته تأثير بدي در نگاه مردم و افراد مرتبط با اينها وجود خواهد آمد و اگر مردم تاثيرات قرآن را در زندگي آنان مشاهده کنند، به طور طبيعي به استفاده کردن از اين کتاب و عمل به دستورات آن علاقه مند مي شوند.

5- تدبر و انديشه در قرآن:

يکي ديگر از اموري که مي تواند در مهجوريت زدايي از قرآن تاثير بسزايي داشته باشد، دعوت افراد جامعه به تدبر و انديشه در آيات نوراني قرآن است. قرآن، خود را کتاب انديشه معرفي مي کند و ازمسلمانان مي خواهد که در آن تفکر و انديشه کنند. قرآن کريم به گونه اي نازل شده است که همگان بتوانند در آن تدبر نموده و از آن بهره مند شوند. در واقع هرکس به اندازة ظرفيتها و استعدادهاي خود مي تواند از تعاليم اين کتاب بهره مند شود و آن را بفهمد.

وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقرآن لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ؛ (4)

و قطعاً قرآن را براي پند آموزي آسان کرده ايم؛ پس آيا پند گيرنده اي هست؟

6- نگاه ويژه آموزش و پرورش به درس قرآن:

يکي از نهادهايي که مي تواند در راستاي مهجوريت زدايي از قرآن بسيار تاثير گذار باشد، آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش يک قشر عظيم نوجوان و جوان را در اختيار داردکه اين قشر از ويژگيهاي منحصر به فرد برخوردارند و مطابق کلام معروف امير مومنان حضرت علي (ع ) که فرمود:  «  العلم في الصغر کالنقش في الحجر »  (5)

دانش آموختن در خردسالي همانند نقش بر روي سنگ، ماندگار و بادوام است.

چه بهتر که در اين سنين روح و روان اين قشر با آيات کريمه قرآن پيوند بخورد و به تعبير امام جعفر صادق  (ع )  «  من قرا القرآن و هو شاب مومن اختلط القرآن بلحمه و دمه» (6 ) هر کس قرآن را بخواند در حالي که جواني مومن است، قرآن با گوشت و خونش آميخته مي شود «؛ جواني که روح و روانش با قرآن همراه شود، مي تواند تمام برنامه هاي زندگي اش را بر مبناي قرآن قرار دهد، و چنين جواني در زندگي به بن بست نمي رسد.

لازم به ذکر است که اين رويکرد قرآني در آموزش و پرورش نبايد منحصر به حيطه روخواني و تجويد و... باشد بلکه بايد به جوان آموخت که قرآن کتاب زندگي است و الگوهاي عملي آن را نشان داد، تا جوان به اين باور برسد که مي تواند تمام برنامه هاي زندگي خود را بر پايه قرآن قرار دهد. مهمترين ثمره اقبال جوانان به قرآن خارج شدن قرآن از مهجوريت خواهد بود و البته نتايج گرانبهاي ديگري هم خواهد داشت که در اين نوشتار بررسي نمي شود.

7- توجه خاص مراکز علمي فرهنگي به مباحث قرآني:

نقشي که روشنفکران هر جامعه در ابعاد مختلف و تاثيري که مي توانند در جامعه و افراد داشته باشند، کاملاً بديهي و روشن است. تربيت متخصص در حيطه علوم قرآن باعث بهره مندي دانشگاهيان و جامعه از معارف والاي قرآن خواهد شد. از سوي ديگر در مراکز حوزوي نيز همين توجه خاص به علوم قرآني و تربيت متخصص، همين نتايج را براي جامعه به همراه خواهد داشت. هماهنگي حوزه و دانشگاه در اين راستا و نشر معارف قرآن در سطح جامعه تاثير بسزايي در زدودن مهجوريت از چهره تابناک قرآن خواهد داشت.

8- محور قرار دادن قرآن در سخنراني ها:

روحانيون و مبلغان علوم ديني با توجه به نقش سازنده و تاثير گذاري که در جامعه دارند، مي توانند به مهجوريت زدايي از قرآن کمک شاياني بکنند و اين امر محقق نمي شود، مگر اينکه مباحث سخنراني ها با محوريت قرآن انجام گيرد. به تعبيري در سخنراني ها بايد قرآن اصل باشد نه در حاشيه؛ اصل قرار دادن قرآن در موضوع سخنراني به مخاطب القا مي کند، که همه چيز بر اساس قرآن است و نتيجه آن تشويق مخاطبين و توجه آنها به قرآن خواهد بود.

(1)- فرقان/30

 (2)- الميزان ،ج‏15 ، ص205

 (3)- تفسير نمونه ،ج15 ، ص76

(4)- القمر/22

(5)- بحارالانوار،ج1ص ، 224

(6)- کافي ،ج2 ، ص603

 
 

قرآن آنلاين

آمار بازديدکنندگان

mod_vvisit_counterامروز243
mod_vvisit_counterاین ماه1156
mod_vvisit_counterکل بازدیدها602013