اسوه های هدایت

 

 

حاکمان جهرم در دوران اسلامی (صفوییه به بعد)

حاکمان جهرم در دوران اسلامی (صفوییه به بعد)

1- حکومت جهرم از 909 یعنی از زمان شاه اسماعیل صفوی تا 1267 در طایفه ی ذوالقدر بوده است. باید دانست که هفده نفر از این خاندان به ترتیب والی تمام فارس
بوده اند و آخرین آن ها امیر بنیاد خان ذوالقدر است که در سال 998 والی فارس گردید و چون پس از وی ایالت فارس به دیگران محول شد، بازماندگان ذوالقدری ها به حکومت جهرم و سایر شهرستان ها منصوب گردیدند. از آن جمله: حاج قنبر بیگ ذوالقدر جهرمی است که در زمان صفویه به حکومت خطه ی لارستان و جهرم و فسا و سروستان رسیده است و بعداً ضمن معرفی رجال جهرم از وی نام خواهیم برد.

2- در سال 962 در زمان سلطنت شاه طهماسب، ابراهیم خان ذوالقدر حاکم فارس چون بی سبب چشم های میرشهریار جهرمی را که از اعیان بلده جهرم بوده کور کرد در چهاردهم ربیع الاول همین سال مغضوب سلطان، و از حکومت فارس معزول گردید و بجای وی تاتی اوغلی ذوالقدر منصوب شد.

3- در سال 1062 ایالت فارس به ضمیمه ی حکومت جهرم و فسا به محمد قاسم خان ذوالقدر فرزند قنبرعلی بیگ ذوالقدر والی سابق لارستان و جهرم و فسا قرار گرفت.

4- در 1091 در دوره ی سلطنت شاه سلیمان صفوی حکومت جهرم و فسا به
محمد صادق بیگ یوزباشی پسر سارو خان ذوالقدر محول شد.

5- در 1136 سید احمد نامی فرزند متولی باشی مشهد، فرمان مجعولی به مهر
شاه طهماسب آخرین پادشاه سلسله ی صفویه ساخته وارد ابرقوی فارس شد و مدعی انتصاب خود به ایالتی فارس بود. زبردست خان والی فارس قشونی گرد آورد و در پل خان با وی جنگید. سید احمد پس از شکست به ابرقو گریخت و مردم آن جا پس از اطلاع از مجعول بودن فرمان فوق، او را گرفته حبس نمودند. ولی نام برده بعد از مدتی از حبس گریخته به جهرم آمد و از آن جا جماعتی گرد آورده جهرم و داراب و نی ریز را متصرف شد. سپس به کرمان رفت و پس از فتح آن جا دعوی سلطنت نمود، آخر الامر به دست سپاه اشرف افغان مقتول گردید.

6- در 1146 در زمان سلطنت شاه عباس ثالث صفوی شخصی به نام غنی خان حکومت جهرم را داشت. وی سر از اطاعت امیر خان بیگ قرقلو افشار نایب الایاله فارس بپیچید و آغاز مخالفت کرد. چون این خبر به نواب ندیب السلطنه رسید، محمد خان بلوچ والی کوه گیلویه و حاکم حویزه را از جانبی، و والی کرمان را از جانب دیگر، مأمور فارس کرده  به جهرم آمدند و غنی خان را به سزای خود رسانیدند.

7- در اوائل زندیه احمدخان ذوالقدر جهرمی به حکومت جهرم و فسا رسید. پس از وی حاج سلیمان بیگ ذوالقدر جهرمی حاکم جهرم شد و پس از وفات وی حاج محمد حکومت جهرم شد. نامبرده در حدود 1250 وفات یافت و پس از وی حاج محمد حسن خان جهرمی به حکومت رسید این شخص در عین حکومت، تاجر و زارع قابلی بوده و بازار جهرم و کاروانسرای گلشن و باغ گلشن از بناهای اوست و در سال 1256 وفات یافت.

باید دانست که مرحوم حاج محمد حسن خان و حاج آقا محمد بیش از تمام حکام این شهرستان آثار خیری از خود به یادگار گذاشته اند. قصیده ی قاآنی شاهد این مدعی بوده و ذیلا ابیاتی از آن مورد استناد است درج می گردد.

تاریخ این قصیده 1256 و مصادف با سال وفات حاج محمد حسن خان است به طوری که از این قصیده مستفاد می شود از بناهای حاج محمد حسن خان، حصار دور شهر، چهارسوی بازار، کاروان سرای گلشن و چندین باغ من جمله باغ گلشن، آب انبار و تعمیر کاروانسرای مخمک می باشد که عشر بخوسات اطراف شهر نیز وقف بر آن بوده است.

همچنین مرحوم حاج محمد حسن خان چندین باغ احداث نموده و مسجد و مدرسه برای طلاب علوم دینیه بنا نهاده که خود نیز در آن جا تدریس می کرده است و بر مرقد امامزاده شاهزاده حسین گنبد و بارگاهی ساخته است.

پس از فوت حاج محمد حسن خان فرزندش سلیمان خان به حکومت منصوب گردید ولی مردم بر وی شوریده ناچار کلیه ی املاک موروثی خود را از دست بداد. عاقبت مدعیانش پیشرفت کرده و او را معزول نمودند.

8- در 1271 در زمان سلطنت ناصرالدین شاه، میرزا محمد علی خان ناظم الملک به حکومتی جهرم و داراب اشتغال داشت و در سال بعد یعنی در 1272 حکومت بلوکات داراب و جهرم و قیروکارزین و جویم و بیدشهر و نیریز را به میرزا نعیم لشکرنویس باشی دادند.

9- در 1275 حکومت جهرم و قیروکارزین و اصطهبانات به محمد علی خان تبریزی پسر خالوی نواب حسام السلطنه دادند و مشارالیه اقاقلی، برادر خود را ضابط آن نواحی نمود که در قصبه ی جهرم متوقف گردید.

10- در 1293 حکومت جهرم و قیروکارزین به محمدباقر خان اصفهانی محول گردید.

11- در 1300 قمری محمد حسن خان فرزند سلیمان خان سابق الذکر که معزول شده بود به حکومتی جهرم و ناظمی بلوک فسا منصوب گردید. نامبرده در اواخر سال 1301 استعفا نموده به سرپرستی املاک والد خود مشغول گردید و میرزا هادی خان جهرمی فرزند حاج آقا محمد حاکم جهرم شد. مدتی نیز حاج علی نقی خان فرزند دیگر حاج آقا محمد حاکم جهرم و قیروکارزین بود.

 

فرمانداران عصر پهلوی «از 1301 تا کنون»

گرچه با برقراری رژیم مشروطه و اصل تفکیک قوا، حدود و اختیارات فرمانداران گذشته محدود گردیده بود، ولی با انقراض سلسله ی قاجاریه و سلطنت رضاشاه پهلوی وضع اداری کشور به کلی تغییر نمود.

در حکومت مشروطه، چون طبق قانون، مأمورین عالی رتبه وزارت کشور ناظر دوائر دیگرند، چنانچه افرادی لایق و فعال باشند، از نظر تماس بیشتری که با مردم داشته و مخصوصاً نظارتی که در امر انتخابات مجلس و اعمال شهرداری ها دارند، مقدورات آنان در راه اصلاحات شهری بیشتر از هر مأمور دیگری است. ولی افسوس که اکثر آن ها فاقد لیاقت و شایستگی لازم بوده و سرنوشت کشور و مردم را به چنین روزی کشیده اند.

به هر حال اگر حکام دوره ی استبداد و اوائل مشروطیت که خود سبک و روش مخصوصی داشتنه اند کنار بگذاریم، بدبختانه باید اذعان نمود که از بدو سلطنت رضا شاه کبیر تا زمان حاضر، از بین حکام و فرماندارانی که در جهرم حکومت کرده اند باستثناء چند نفر که ذیلاً از آن ها یاد خواهد شد، بقیه افرادی کلاش و ناپاک و یا صوفی منش و درویش مسلک، و یا بی حال و بی عرضه، و یا جوان و کم تجریه و خلاصه کلام، همگی آلت فعل و تحت اراده و مطیع چند نفر متنفذ محلی بوده، نه تنها در دوران زمامداری خود قدمی به نفع شهر بر نداشته اند، بلکه بالعکس در صف مخالف مردم قرار گرفته، فقط و فقط مجری اوامر و منویات اربابان خود بوده اند، آری بدبختی مردم در تمام دوران ها این بوده که این قبیل عناصر سست عنصر، برای سوء استفاده و یا تثبیت مقام و یا به علت بی عرضگی، خود را در دامان متنفذین محلی انداخته و با سرنوشت مردم بازی کرده اند.

همان طور که فوقاً اشاره در طول نیم قرن اخیر که باید آن را عصر جدید ایران نامید، از میان فرمانداران متعددی که در این شهر حکومت کرده اند تنها چند نفر از آنان فرماندار حقیقی بوده و از نظر خدماتی که به این سرزمین کرده اند سزاوار است نامشان در این کتاب به نیکی یاد و بدین وسیله از خدماتشان قدردانی شود.

1- ملک محمود خان یا فرماندار آرامش بخش- بطوری که گفتیم تا قبل از سلطنت رضا شاه پهلوی، اوضاع این شهر و تقریباً کلیه ی شهرستان های ایران دستخوش هرج و مرج و تشنج بود. از طرفی چون سرلوحه ی برنامه اصلاحی رضا شاه کبیر آرامش و امنیت کشور بود، لذا برای پایان دادن به این اوضاع ننگین، از طرف دولت، افسری ژاندارم به نام ملک محمود خان به حکومت جهرم منتصب و مأمور ایجاد امنیت شهر گردید. این افسر شجاع و شریف با عده ای سرباز (در حدود شصت نفر) در سال 1301 شمسی به چهرم وارد گردید و در نتیجه لیاقت و کاردانی خود بساط خانخانی و کلانتر مآبی سابق را در مدت بسیار کوتاهی در هم پیچید. گرچه قبل از وی بیماری آنفولوآنزا تا حدودی با کشت و کشتار بی دریغ خود کار وی را سهل کرده بود، ولی هنوز بازماندگان آن طبقه قلدرمآب به اعمال شنیعه خود کمافی السابق اشتغال داشتند.

ملک محمود خان در مدت سه سال حکومت خود برای خاتمه دادن به این اوضاع، از روز اول تاکتیک عجیبی به خرج داد. بدین معنی که ظواهر دستگاه حکومتی خود را بسیار پر تجمل و رعب آور نمود. از جمله در موقع عبور در کوچه و بازار، در حالی پیشاپیش وی پرچمی می بردند و یک نفر شیپورچی مرتباً در جلویش شیپور می نواخت و عده ای سرباز که به منزله ی گارد وی بود، حرکت می نمود. در مقر حکومتی خود دو چوبه ی دار برپا نموده و در همان روز ورود یکی از دزدهای قلاش که وابسته به یکی از کلانتران محل بود به حضور آورد و چوب مفصلی زد. آن گاه دستور داد که مردم از مراجعه به کدخدایان محلی خودداری کنند و اگر کسی شکایتی دارد مستقیماً بخود او مراجعه نمایند. تمام برج و باروهای شهر متعلق به هر کسی که بود خراب کرد. تیراندازی شبانه ممنوع گردید و فرمانی صادر کرد که در روز نیز هیچ کسی حق حمل اسلحه ندارد و متخلفین را شدیداً مجازات می کرد. خلاصه چنان امنیتی در شهر ایجاد کرد که هنوز هم مردم به یاد آن دوره و آن امنیت، از این افسر شریف به نیکی یاد می کنند.

2- لطفعلی قوامی یا فرماندار شهرساز- بعد از ملک محود خان حقا بایستی نامی از لطفعلی قوامی (امیر ارفع) برد. قوامی از سال 1316 تا شهریور 1320 فرماندار جهرم بود و در این مدت با فعالیت و پشتکار بی نظیری دست به اصلاحات و عمران شهر زد. بدواً چون یکی از عناصر جاه طلب و مفسد را مانع عملیات عمرانی خود می دهد با گزارش جریان به مرکز، وسائل تبعید وی را فراهم نمود. سپس برای اولین بار در جهرم خیابان مصلی (از باغ ملی به شرق شهر) و باغ ملی را احداث و عمارت بیمارستان و فرمانداری فعلی با مبلمان کامل ساختمان و تهیه نمود. بعداً متمکنین و متمولین شهر را مجبور به تشکیل شرکتی برای وارد کردن کارخانه ی برق نمود و این امر را با وجود عدم علاقه ای که از طرف ثروتمندان نشان داده می شود عملی کرد. چون قوامی کسی نبود که از این مشکلات خسته شود با کوششی هر چه تمام تر این نقشه را عملی و کارخانه مزبور به جهرم وارد کرد. متأسفانه جنگ خانمانسوز بین المللی در گرفت و با ترقی سرسام آور ماشین آلات و عدم تکافوی سرمایه شرکت به خرید لوازم مورد احتیاج کارخانه، نقشه ی فوق متوقف گردید. ضمناً در این تاریخ آقای قوامی به فسا منتقل شد و کارخانه ی مزبور نیز با تبانی صاحبین کارخانه ی برق شیراز با استاندارد وقت، از کف مالکین اصلی آن خارج شد. بدین معنی که استاندارد هیئت مدیره شرکت را به ظاهر احضار و در معنی تبعید به شیراز کرد و بالاخره با فشار و تهدید، آن ها را مجبور به فروش کارخانه ی مزبور نمود و بدین ترتیب آن همه فعالیت و جدیت قوامی در این راه بی نتیجه ماند.

قوامی نه تنها در جهرم بلکه در تمام نقاط مأموریت خود من جمله فسا و بوشهر به علاقه ی مفرطی که به امور ساختمانی و عمرانی دارد همیشه قدم های مفیدی برای مردم برداشته و از این رو سزاوار است که وی را به نام فرماندار شهرساز بنامیم.

3- فخرالدین طباطبائی یا فرماندار مقتدر- در اواخر دی ماه 1331 بود که مأموریت جهرم را یافت هنوز چند روزی از ورودش نگذشته بود که به دردهای مردم
پی برده و به شناختن سرطان های سیاه اجتماع در صدد اصطلاحات بر آمد. متنفذین مفسد، قبل از وی به کمک فرماندار وقت، انجمن نظارتی قلابی و ساختگی برای انتخاب کسری انجمن شهری تشکیل و دو نفر عضو فرمایشی! را از صندوق انتخابات بیرون آورده بودند. طباطبائی در همان بدو امر، در نتیجه ی شکایت مردم ابطال انتخابات مزبور را اعلام کرد و با این اقدام مفید برای نخستین بار (از بدو تأسیس شهرداری تا کنون) دو نفر نماینده ی حقیقی مردم به عضویت انجمن انتخاب شدند. نمایندگان مزبور پس از راه یافتن به انجمن شهر به علت حیف و میل هائی که در دستگاه شهرداری می شد، شهردار را که شخص بی کفایت و نالایق و برادر رئیس انجمن بود استیضاح کردند. مشارالیه چون خود را قادر به پاسخ دادن نمی دید فی الفور از کار کناره گیری نمود استعفای خود را اعلام کرد.

این جریانات پی در پی نه تنها بزرگ ترین ضربه با به عناصر جاه طلب و انجمن سازان مفسد وارد کرد و آن ها را خانه نشین نمود، بلکه باعث شد که مردم به کفایت و پاکدامنی و خدمتگزاری شخص فرماندار اذعان کرده و او را پشتیبانی و حامی خود بشمارند.

وجود طباطبائی در اصلاح وضع ادارات نیز مؤثر بود. من جمله از فساد مفرطی که در اداره ی دارایی وجود داشت جلوگیری نمود، ورود اجناس قاچاق که در جهرم همیشه امر عادی است، تقریباً متوقف نمود. خلاصه با نشان دادن جربزه و اعمال قدرت، به وضع اجتماعی جهرم سر و صورتی داد. افسوس که چون محیط را برای خود کوچک می دید تقاضای انتقال نمود و در اوائل تیرماه 1332 به لاهیجان منتقل گردید. با رفتن وی دوباره گرگ های اجتماع از لانه های خود سر درآورده، با استفاده از عامل زمان، این بار،
حریص تر، درنده تر، بی رحم تر، خونخوارتر، بی باکت تر، به جان مردم بدبخت افتادند.

4- پرویز مهدی یا فرماندار مردم دوست- پرویز مهدی اولین فرماندار
لیسانسه ای بوده که در اردیبهشت 1348 به فرمانداری جهرم انتصاب یافت. وی در سال 1315 در تهران متولد شد و پس از فراغت از تحصیل در دانشگاه حقوق «رشته اقتصاد» ابتدا مدت هفت سال به شغل دبیری اشتغال ورزید، سپس با انتقال به وزارت کشور، بدواً عده دار بخشداری بخش های فریدون شهر و چالوس شد، سپس به فرمانداری جهرم منصوب گردید.

مهدی فرمانداری فعال، اصلاح طلب، خوش ذوق، خوش بیان، اهل مطالعه (در خانه اش کتابخانه ی کوچکی داشت) علاقمند به نقاشی (تابلوهای زیبائی می کشید) و از همه بالاتر، مردم دوست و مخالف ریاکاران و دغلبازان بود. در دوران خدمت کوتاهش با تحمل زحمات فراوان مالکین مجاور جاده ورودی شهر (شیراز- جهرم) که از میان باغستان می گذشت و دارای دیوارهای چینه ی بدقواره بود راضی به تعریض راه و نصب نرده ی آهنی نمود و بدین ترتیب منظره ی بسیار زیبائی به ورودی شهر داد. دو پارک زیبا یکی در مرکز شهر و دیگری در مغرب جهرم احداث کرد. همچنین در آزادی و پیشرفت های زنان اقدامات مؤثری به عمل آورد.

مهدی از نظر اجتماعی چه زود اختاپوس های محلی را شناخت و چه خوب هسته ی فساد را تشخیص داد او دانست هر فسادی که در این شهر رخ می دهد ریشه واحدی دارد و بنا به ضرب المثل مشهور «تمام راه ها به رم ختم می شود».

عاقبت در تابستان 1349 در انتخابات انجمن شهرستان که به صورت جبهه بندی محلی (نه فعالیت واقعی انتخاباتی) درآمده بود یعنی اکثریت مردم محروم در یک طرف، به ظاهر در زیر لوای «حزب مردم»، و در طرف دیگر عده ای که همواره حاکم بر مقدرات شهرند تحت عنوان «حزب ایران نوین» به مبارزه ی شدیدی دست زدند. و اگر هوشیاری قوای انتظامی نبود، با تظاهرات شدید خیابانی که به تحریک مفسدین به عمل آمد، بیم آن می رفت که قضایای کشتار انتخابات دوره ی نوزدهم مجلس شورای ملی جهرم تجدید شود و خون عده ای بی گناه ریخته شود.

خلاصه هر چه می خواستند کردند و در نتیجه تلگراف ها و گزارش های جعلی به تهران، و اقدامات دیگر! این فرماندار رشید و مردم دوست، به جرم دخالت در انتخابات و سرپیچی از اوامر مرکز مدت شش ماه از کار بر کنار شد و تسلیم دادگاه اداری گردید.

مهدی پس از مدتی به سمت ریاست اداره ی سیاسی استانداری مازندران و چندی در پست سرپرست فرمانداری بابل و شاهی به کار پرداخت و فعلاً رئیس اداره ی امور مالی و اداری استانداری مازندران می باشد.

 
 

قرآن آنلاين

آمار بازديدکنندگان

mod_vvisit_counterامروز187
mod_vvisit_counterاین ماه2255
mod_vvisit_counterکل بازدیدها445517